
۱- شکر و سپاس و منت و عزت خدای را / پروردگار خلق و خداوند کبریا
قلمرو زبانی: منت: سپاس / عزّت: عزیز بودن، گرامی و ارجمند بودن / را: دارندگی، برای / خلق: مردم / خداوند: صاحب / کبریا: بزرگی، سترگی و عظمت / قلمرو ادبی: واج آرایی «ﹹ»/ تناسب / قالب: غزل / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (رشته انسانی)
بازگردانی: شکر، سپاس، منت و بزرگی از آن خدا، پروردگار مردم و خداوند بزرگی و عظمت است.
پیام: شکرگزاری
۲- دادار غیب دان و نگهدار آسمان / رزّاق بنده پرور و خلّاق رهنما
قلمرو زبانی: دادار: آفریدگار / غیب: نهان / رزّاق: روزی دهنده / بنده پرور: کسی که به بندگان خود لطف می کند / خلّاق: آفریننده / قلمرو ادبی: واج آرایی «ﹻ »
بازگردانی: آفریننده نهان دان، نگهدارنده آسمان، روزی دهنده به بندگان، لطف کننده به مردم، آفریننده و راهنما
پیام: ذکر صفات خدا
۳- اقرار می کند دو جهان بر یگانگیش / یکتا و پشت عالمیان بر درش دوتا
قلمرو زبانی: دو جهان: دنیا و آخرت / یکتا: بی همتا / عالمیان: مردم جهان / در: درگاه / دوتا: خمیده، دولا / قلمرو ادبی: دو جهان: مجاز از موجودات جهان / پشت بر درش دوتا: کنایه از تعظیم کردن / جناس: بر، در
بازگردانی: موجودات دو جهان بر یگانگیش اقرار می کنند و همۀ مردم جهان در برابرش تعظیم می کنند.
پیام: تعظیم در برابر خدا
۴- ارباب شوق در طلبت بیدل اند و هوش / اصحاب فهم در صفتت بی سرند و پا
قلمرو زبانی: ارباب: صاحبان / طلب: خواستن / بیدل: عاشق / اصحاب فهم: دارندگان فهم؛ دانشمندان صفت: توصیف / قلمرو ادبی: ارباب شوق: کنایه از عاشقان / بی دل و هوش: کنایه از سرگشته و شیدا / بی سر و پا: کنایه از ناتوان / دل، هوش، سر، پا: تناسب / اصحاب فهم؛ ارباب شوق: تضاد
بازگردانی: عاشقان در طلب تو سرگشته و شیدایند. مردم دانا و فهمیده در توصیف تو ناتوانند.
پیام: توصیف ناپذیری خدا
۵- دریای لطف اوست وگر نه سحاب کیست / تا بر زمین مشرق و مغرب کند سخا
قلمرو زبانی: سحاب: ابر/ سخا: بخشندگی / قلمرو ادبی: دریای لطف: اضافه تشبیهی / مغرب، مشرق: تضاد / دریا، سحاب، زمین: تناسب/ پرسش انکاری / زمین مشرق و مغرب: مجاز از همه جا / جناسواره: اوست، کیست
بازگردانی: ابر در برابر دریای لطف خداوند هیچ لطفی ندارد تا بر سراسر زمین بخشندگی کند و ببارد.
پیام: لطف بیکران خدا
۶- یاد تو روح پرور و وصف تو دلفریب / نام تو غم زُدای و کلام تو دلربا
قلمرو زبانی: روح پرور: پرورش دهنده روح / دلفریب: فریبنده و دلربا / زُدودن: پاک کردن (بن ماضی: زدود؛ بن مضارع: زدا)/ غم زدای: از بین برنده غم/ دلربا: جذّاب / قلمرو ادبی: واژه آرایی: تو
بازگردانی: ذکر تو روح را می پرورد و توصیف تو همگان را عاشق خود می کند. نام تو غم ما را از میان می برد و سخن تو دلکش و جذاب است.
پیام: ارزشمندی نام و صفات ایزدی
۷- در کمترین صنع تو مدهوش مانده ایم / ما خود کجا و وصف خداوند آن کجا
قلمرو زبانی: صنع: آفرینش (مصنوع)/ مدهوش: سرگشته و هاج و واج / قلمرو ادبی: ما خود ...: کنایه از اینکه از توصیف تو ناتوانیم / کجا: واژه آرایی.
بازگردانی: ما در شناخت کمترین آفرینش تو سرگشته شده ایم. ما چگونه می توانیم یزدان را توصیف کنیم.
پیام: توصیف ناپذیری خدا
۸- گر خلق تکیه بر عمل خویش کرده اند، / ما را بس است رحمت و فضل تو متّکا
قلمرو زبانی: خلق: مردم/ بس: بسنده / رحمت: مهربانی و بخشایش / را: برای / فضل: بخشش / متّکا: تکیه گاه / قلمرو ادبی: تکیه بر ... کردن: کنایه / همریشگی: تکیه، متّکا
بازگردانی: اگر مردم بر کردار خودشان اعتماد دارند، برای ما بس است که به مهر و بخشایش خداوند اعتماد کنیم.
پیام: اعتماد به رحمت خدا
۹- یا رب قبول کن به بزرگی و فضل خویش / کآن را که رد کنی، نبُوَد هیچ ملتجا
قلمرو زبانی: ربّ: پروردگار / کآن: که آن / که: حرف پیوند / نبُوَد: نمی باشد(بن ماضی: بود؛ بن مضارع: بو) / ملتجا: پناهگاه / قلمرو ادبی: قبول، رد: تضاد
بازگردانی: پروردگارا، به بزرگی و بخشش خودت ما را بپذیر؛ زیرا هر کس را تو نپذیری دیگر هیچ پناهگاهی نخواهد داشت.
پیام: بندگان پناهی جز خدا ندارند.
۱۰- ما بندگان حاجتمندیم و تو کریم / حاجت همیشه پیش کریمان بود روا
قلمرو زبانی: کریم: راد، بخشنده / بُوَد: می باشد(بن ماضی: بود؛ بن مضارع: بو / روا: برآورده / قلمرو ادبی: واژه آرایی: کریم / حاجتمند، حاجت: همریشگی
بازگردانی: ما نیازمند هستیم و تو بخشنده و راد هستی. همیشه حاجت در نزد جوانمردان و رادان برآورده خواهد شد.
پیام: روا شدن حاجت نزد خدا
۱۱- کردی تو آنچه شرط خداوندی تو بود / ما در خور تو هیچ نکردیم ربنّا
قلمرو زبانی: شرط: لازمه / درخور: شایسته، مناسب / ربّنا: ای پروردگار ما / قلمرو ادبی: کردی، نکردیم: همریشگی، تضاد / واژه آرایی: تو
بازگردانی: تو آنچه لازمه خداوندیت است، انجام داده ای؛ ولی ما ای پروردگار، کاری را که شایسته تو است انجام نداده ایم.
سعدی
از انقراض دولت صفویه تا آغاز سلطنت فتحعلی شاه قاجار، یعنی در دوران حکومتهای افشاریه، زندیه و ابتدای دوره قاجار، رشد و شکوفایی قابل توجهی برای تاریخ ادبیات ایران دیده نمی شود. در این دوره شاعران از سبک هندی روی برگردانده اند؛ اما هنوز تأثیراتی از آن سبک و نیز مکتب وقوع در آثارشان مشاهده می شود. مشتاق اصفهانی در زمان نادرشاه و کریم خان زند، با همراهی چند تن دیگر از ادیبان، انجمن ادبی اصفهان را اداره می کرد.
□ انجم ادبی اصفهان را چه کسی اداره می کرد؟ - مشتاق اصفهانی با همراهی چند تن از ادیبان.
□ سبک های ادبی: سبک خراسانی(بینابین: آذربایجانی)- سبک عراقی(مکتب وقوع)- سبک هندی- دوره بازگشت ادبی- دوره بیداری
با روی کار آمدن سلسله قاجار و تثبیت حکومت مرکزی در ایران، بازگشت به شیوه و الگوی گذشتگان در ادبیات، پررونق تر از گذشته بود. عبدالوهاب نشاط، انجمن ادبی نشاط را تأسیس کرد؛ پس از آن انجمن ادبی خاقان به ریاست فتحعلی شاه در تهران تشکیل شد. هدف این انجمن رهایی بخشیدن شعر فارسی از تباهی و انحطاط اواخر دوره صفوی و دوره های بعد از آن بود، اما برای رسیدن به این هدف، راهی جز تقلید از آثار پیشینیان در پیش نگرفتند و به همین خاطر شعر را به دوران گذشته، بازگرداندند و موجب پیدایش«سبک بازگشت « شدند که می توان آن را حد واسط سبک هندی و سبک دوره بعد، یعنی دوره بیداری دانست.
□ ریاست انجمن ادبی خاقان را چه کسی عهده دار بود؟ - فتحعلی شاه
□ سبک بازگشت چیست؟ - تقلید از آثار پیشینیان
□ هدف از تأسیس انجمن ادبی خاقان چه بود؟ - انجمن رهایی بخشیدن شعر فارسی از تباهی و انحطاط اواخر دوره صفوی و دوره های بعد.
در ایجاد نهضت بازگشت ادبی عوامل زیر تأثیر داشتند:
1- تاراج کتابخانه اصفهان که سبب شد تعدادی از کتاب های کتابخانه سلطنتی به دست مردم افتد و ارتباط مجدد اهل ذوق با ادب کهن برقرار شود؛
۲- توجه به ادبیات در دربار قاجاریه و رونق بازار شعر و شاعری و مدح شاهان؛
3- تضعیف جامعه بر اثر شکست ایران از روسیه تزاری.
□ چه عواملی در ایجاد نهضت بازگشت ادبی تأثیر داشتند؟ - سه مورد بالا
شاعران دوره بازگشت به سبب فقر فرهنگی جامعه و سستی و رخوت حاکم بر ادبیات، به پیروی از اسلوب های کهن پرداختند و در سطوح زبانی، ادبی و فکری سبک خراسانی و عراقی را مورد توجه قرار دادند؛ به طوری که زبان، تخیل و اندیشه در این سبک، تکرار شنیده هاست. هاتف اصفهانی از معروف ترین شاعران این عهد است.
□ یکی از معروف ترین شاعران دوره بازگشت را نام ببرید؟ - هاتف اصفهانی
گروهی از شاعران دوره بازگشت به قصیده سرایی به سبک شاعران خراسانی و عهد سلجوقی پرداختند؛ افرادی مانند صبای کاشانی، قاآنی شیرازی و سروش اصفهانی از این گروه اند. گروه دیگر غزل سرایی به سبک حافظ، سعدی و دیگر شاعران سبک عراقی را پیش گرفتند. شاعرانی مانند نشاط اصفهانی، فروغی بسطامی و مجمر اصفهانی از این گروه اند. هر چند شاعران این دوره باعث نوآوری و تکامل قابل توجهی در شعر فارسی نشدند، اما از این جهت اهمیت دارند که توانستند زبان شعر را از آن حالت سستی که در اواخر سبک هندی در شعر به وجود آمده بود، نجات بخشند. اگر این نهضت به پا نشده بود، چه بسا زبان فاخر شعر فارسی دچار سستی و ضعف بیشتری می شد.
□ چرا دوره بازگشت ادبی اهمیت دارد؟ - زیرا شاعران دوره بازگشت توانستند زبان شعر را از آن حالت سستی که در اواخر سبک هندی در شعر به وجود آمده بود، نجات بخشند. اگر این نهضت به پا نشده بود، چه بسا زبان فاخر شعر فارسی دچار سستی و ضعف بیشتری می شد.
دو تن از شاعران دوره بازگشت
صبای کاشانی: فتحعلی خان صبای کاشانی، پرچمدار بازگشت ادبی و شاخص ترین شاعر این دوره است. صبا در مثنوی، قصیده و غزل دست داشت و در این قالب های شعری، آثاری چون گلشن صبا (به تقلید از بوستان سعدی) ، خداوندنامه (حماسه ای مذهبی در بیان معجزات پیامبر و دلیری های حضرت علی) و... از خود به یادگار گذاشت. بیت زیر از سروده های اوست:
به نام خداوند بینش نگار / خردآفرین، آفرینش نگار
□ ویژگی های شعر صبای کاشانی را بنویسید:
□ دو اثر از صبای کاشانی نام ببرید؟ - گلشن صبا، خداوندنامه
صبای کاشانی در کتاب گلشن صبا از چه کسی تقلید کرده است؟ بوستان سعدی
□ کتاب خداوندنامه از آن کیست و درون مایه آن چیست؟ - صبای کاشانی حماسه ای مذهبی در بیان معجزات پیامبر و دلیری های حضرت علی
نشاط اصفهانی: میرزا عبدالوهّاب نشاط در نظم و نثر فارسی مهارت داشت. مجموعه آثار منظوم و منثور او با عنوان گلچین نشاط باقی است. شاعر هر چند قصاید بلندی دارد به ویژه از نظر غزل سرایی در بین هم روزگاران خود تا حدی کم نظیر است.
بیت زیر سرآغاز یکی از سروده های اوست:
هوای خود چو نهادم، رضای او چو گزیدم / جهان و هرچه در او، جز به کام خویش ندیدم
□ ویژگی های شعر نشاط اصفهانی را بنویسید:
□ مجموعه آثار منظوم و منثور نشاط چه نام دارد؟ - گلچین نشاط
از اواسط دوره قاجار، اندک اندک مباحثی در مورد علل شکست و عقب افتادگی ایران در جامعه مطرح شد و همراه با آن شعر دوره بازگشت نیز با انتقاد روبه رو شد. موضوعات جدید در جامعه و ادبیات پیش آمد و اصطلاحات و لغات غربی نیز وارد شعر شد. شعر در این دوره دوباره بین مردم آمد و صدای فریاد آنها شد. شاعران خود را وقف مردم کردند و به محتوا بیش از صور خیال و جنبه های شاعرانه توجه داشتند. آنان به این نتیجه رسیده بودند که در شعر باید تغییر و دگرگونی ایجاد شود تا بتواند مسائل و پدیده های تازه را در خود جای دهد.
سفرهای شاهان قاجار به فرنگ، موجب آشنایی آنان با تحولات جهانی شد. در پی آن تحصیل کردگان و روشن فکران ایران، هم گام با تغییرات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی بیداری جامعه ایرانی را سرعت بخشیدند. در کنار اندیشه های روشن فکران داخلی و خارجی و انتشار افکار آزادی خواهانه، همچنین تحولات سیاسی و اجتماعی در ایران و جهان، کشور را به سوی تحولی بزرگ سوق داد که روی به نوآوری و نوگرایی داشت؛ به این ترتیب در ایران حرکتی ایجاد شد که هم ضد استبداد و هم ضد استعمار بود؛ در نهایت به صدور فرمان مشروطیت با امضای مظفرالدین شاه در سال 1324 هـ . ق. انجامید.
□ فرمان مشروطیت در چه سالی و به دست چه کسی امضا شد؟ - امضای مظفرالدین شاه در سال 1324 هـ . ق.
عوامل زیر در این بیداری مؤثر بودند:
1ـ تأثیر جنگهای نافرجام ایران و روس
۲- توجه مردم به واقعیتها و امکانات فنی دنیای جدید؛
3ـ کوششهای عباس میرزا، ولیعهد فتحعلی شاه در روی آوردن به دانش و فنون جدید؛
4ـ اعزام دانشجویان ایرانی به خارج از کشور برای تحصیل؛
۵- رواج صنعت چاپ و روزنامه نویسی و ترجمه و نشر کتابهای غربی؛
۶- تأسیس مدرسه دارالفنون و آموزش دانشهای نوین به دست امیرکبیر.
□ سه مورد از عواملی را که در بیداری مرد مؤثر بودند نام ببرید؟ - عوامل یادشده بالا
□ مهم ترین عوامل فرهنگی و اجتماعی مؤثر بر ادبیات عصر بیداری را بررسی کنید. - 1ـ تأثیر جنگهای نافرجام ایران و روس
۲- توجه مردم به واقعیتها وامکانات فنی دنیای جدید؛ 3ـ کوششهای عباس میرزا، ولیعهد فتحعلی شاه در روی آوردن به دانش و فنون جدید؛ 4ـ اعزام دانشجویان ایرانی به خارج از کشور برای تحصیل؛ ۵- رواج صنعت چاپ و روزنامه نویسی و ترجمه و نشر کتا بهای غربی؛ ۶- تأسیس مدرسه دارالفنون و آموزش دانشهای نوین به دست امیرکبیر.
وضعیت عمومی زبان و ادبیات (دوره بیداری)
در دوره بیداری، شعرای آزادی خواه و گروهی از روشنفکران به نقد شرایط موجود پرداختند که با مخالفت دولت همراه بود؛ افرادی مثل ملک الشعرای بهار، نسیم شمال، میرزا فتحعلی آخوندزاده، عبدالرحیم طالبوف و میرزا آقاخان کرمانی از آن دسته بودند؛ در نتیجه فصل جدیدی در ادبیات فارسی پدید آمد. به این نوع از ادبیات که گویای اوضاع سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی آن روزگار است «ادبیات بیداری» یا «ادبیات مشروطه» گفته اند. ادبیات بیداری با ظهور مفاهیمی نو؛ مثل آزادی، وطن، قانون خواهی و مبارزه با استبداد و استعمار شکل گرفت. همچنین در کنار این مفاهیم بحث از حقوق اجتماعی، برانگیختن احساسات ملی و میهنی، توجه به فراگیری علوم جدید، پیکار با بیگانه و بیگانه خواهی، انتقاد از نابسامانی ها، نفی عقاید خرافی در جامعه و سخن از حقوق زنان نیز در جایگاه بعدی قرار داشت.
□ دو تن از شاعرانی را که به نقد شرایط موجود پرداختند نام ببرید. - ملک الشعرای بهار، نسیم شمال
□ ادبیات بیداری یا ادبیات مشروطه چیست؟ - ادبیات که گویای اوضاع سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی آن روزگار جامعه است.
□ درون مایه های ادبیات فارسی در دوران بیداری را بیان کنید. - ادبیات بیداری با ظهور مفاهیمی نو؛ مثل آزادی، وطن، قانون خواهی و مبارزه با استبداد و استعمار شکل گرفت. همچنین در کنار این مفاهیم بحث از حقوق اجتماعی، برانگیختن احساسات ملی و میهنی، توجه به فراگیری علوم جدید، پیکار با بیگانه و بیگانه خواهی، انتقاد از نابسامانی ها، نفی عقاید خرافی در جامعه و سخن از حقوق زنان نیز در جایگاه بعدی قرار داشت.
شعر
در این دوره، ادبیات به ویژه شعر برای آنکه بتواند با توده مردم ارتباط برقرار کند، زبان محاوره را برگزید تا قابل فهم تر باشد و مفاهیم جدید را با زبانی ساده انتقال دهد. به این ترتیب نهضت ساده نویسی همراه با نهضت آزادی خواهی شکل گرفت، نویسندگان و شاعران مظاهر استبداد و استعمار را نقد می کردند و برای بیان دیدگاه خود زبان ادبی را برمی گزیدند. شعر از نظر آنان بیان هنرمندانه واقعیات و وسیله ای برای بهبود زندگی بود که از طریق روزنامه ها و مطبوعات در اختیار مردم قرار می گرفت.
□ در دوره بیداری ادبیات به ویژه شعر چه زبانی را برگزید و چرا؟ - زبان محاوره را برگزید تا قابل فهم تر باشد و مفاهیم جدید را با زبانی ساده انتقال دهد.
□ شعر از نظر شاعران دوره بیداری برای بیان چه مفاهیمی است؟ - بیان هنرمندانه واقعیات و وسیله ای برای بهبود زندگی بود که از طریق روزنامه ها و مطبوعات در اختیار مردم قرار می گرفت.
در عصر بیداری به دلیل تمرکز عمده فعالیت های سیاسی و مطبوعاتی در تهران، شعر و ادب هم در پایتخت جلوه بیشتری داشت؛ حتی روزنامه نسیم شمال را که سید اشرف الدین در رشت منتشر می کرد، مردم تهران بیشتر می خواندند. بعد از تهران، تبریز از بازار سیاسی و مطبوعاتی پررونقی برخوردار بود.
□ کدام شهرها از بازار سیاسی و مطبوعاتی پررونقی برخوردار بودند؟ - تهران و تبریز
برخی از شاعران دوره بیداری
■ محمدتقی بهار (ملک الشعرا(
بهار علاوه بر آشنایی عمیق با زبان فارسی و ادبیات کهن، از مسائل روز جامعه نیز آگاهی داشت و این شناخت و توانمندی را در خدمت آزادی و وطن خواهی درآورد. او در سبک خراسانی با زبانی حماسی شعر می سرود. بهار علاوه بر تحقیق و تدریس در دانشگاه، در حوزه سیاست و روزنامه نویسی نیز فعالیت داشت. از او در جایگاه شاعر و پژوهشگر آثاری مانند تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران، سبک شناسی، تاریخ تطوّر نظم فارسی، دیوان اشعار و تصحیح های ارزشمند و مقالات علمی بسیاری به جای مانده است . بیت زیر سرآغاز یکی از سروده های اوست:
من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید / قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید
□ ویژگی های شعر ملک الشعرای بهار را بنویسید: بهار علاوه بر آشنایی عمیق با زبان فارسی و ادبیات کهن، از مسائل روز جامعه نیز آگاهی داشت و این شناخت و توانمندی را در خدمت آزادی و وطن خواهی درآورد. او در سبک خراسانی با زبانی حماسی شعر می سرود.
□ بهار در چه سبکی و با چه زبانی شعر می سرود؟ - در سبک خراسانی با زبانی حماسی
□ دو اثر از آثار محمدتقی بهار را نام ببرید. - تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران، سبک شناسی، تاریخ تطوّر نظم فارسی
□ بیت روبرو سروده کیست؟ «من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید / قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید»
- محمدتقی بهار
■ ادیب الممالک فراهانی
میرزا محمدصادق امیری فراهانی که بعدها از جانب مظفرالدین شاه به ادیب الممالک ملقب شد، فعالیت اصلی اش روزنامه نگاری بود. وی سردبیری روزنامه مجلس را برعهده داشت. شعر ادیب از زندگی سیاسی او جدا نبود و دیوان او شامل قصاید، ترجیع بندها و مسمط هایی است که بسیاری از حوادث و اوضاع آن روزگار را بیان می کنند. وی در قصیده بیشتر از قالب های دیگر طبع آزمایی کرده و مضامین وطنی، سیاسی و اجتماعی در شعرش آشکارتر است. بیت زیر از سروده های اوست:
جنگ ننگ است در شریعت من / جز پی پاس دین و حفظ وطن
□ ویژگی های شعر ادیب الممالک فراهانی را بنویسید:
□ فعالیت اصلی ادیب الممالک فراهانی چه بود؟ - روزنامه نگاری
□ دیوان شامل چه قالبهایی است؟ - قصیده، ترجیع بند و مسمط
■ سید اشرف الدین گیلانی
به نسیم شمال مشهور بود. او توانست با شعرهای ساده و عامیانه اش در میان مردم جایگاه مناسبی پیدا کند. شعرهای او که به زبان ساده و طنزآمیز در راه مبارزه با استبداد و عشق به وطن در روزنامه «نسیم شمال» به چاپ می رسید، در بیداری مردم بسیار مؤثر بود. از نمونه های اشعار انتقادی او شعر «ای قلم» است که با بیت زیر آغاز می شود:
غلغلي انداختي در شهر تهران اي قلم / خوش حمايت مي کني از شرع قرآن اي قلم
□ ویژگی های شعر سید اشرف الدین گیلانی را بنویسید: شعرهایش ساده و عامیانه بود ازین رو در میان مردم جایگاه مناسبی پیدا کرد. شعرهای او که به زبان ساده و طنزآمیز در راه مبارزه با استبداد و عشق به وطن در روزنامه «نسیم شمال» به چاپ می رسید، در بیداری مردم بسیار مؤثر بود.
□ سید اشرف الدین گیلانی به چه نامی مشهور بود؟ - نسیم شمال
■ ایرج میرزا
در به کارگیری تعبیرات عامیانه و آفریدن اشعاری ساده و روان مهارت بسیار داشت. در طنز، هجو و هزل چیره دست بود. در شعر وی اگرچه اندیشه های نوگرایانه وجود دارد، ولی جایگاه خانوادگی (از نوادگان فتحعلی شاه قاجار) و تفکرات شخصی او، مانع از آن می شود که در ردیف شاعران آزادی خواه مشروطه قرار گیرد. ایرج میرزا از شعرهای غربی نیز ترجمه هایی منظوم پدید آورده است که در نوع خود ابتکاری محسوب می شود؛ قطعه «قلب مادر» یکی از آن نمونه هاست که با بیت زیر آغاز می شود:
داد معشوقه به عاشق پیغام / که کند مادر تو با من جنگ
□ ویژگی های شعر ایرج میرزا را بنویسید:
□ چرا ایرج میرزا در صف شاعران آزادی خواه مشروطه قرار نگرفت؟ - به دلیل جایگاه خانوادگی (از نوادگان فتحعلی شاه قاجار) و تفکرات شخصی اش.
■ عارف قزوینی
شاعر وطنی و از موسیقی دانان بزرگ عهد مشروطیت بود. عرصه هنر وی تصنیف ها و ترانه های میهنی ای بود که در برانگیختن مردم و آزادی خواهی نقش بسیار مؤثری داشت. شعر عارف ساده و دور از پیچیدگی بود. وی مضامین وطن دوستی و ستیز با نادانی را با آوازی زیبا و پرشور می خواند. سوز و شوری که در شعر عارف نمایان است، نشان از دردمندی و عشق او به میهن است. بیت زیر از تصنیف معروف او انتخاب شده است:
از خون جوانان وطن لاله دمیده / از ماتم سرو قدشان سرو خمیده
□ ویژگی های شعر عارف قزوینی را بنویسید:
□ شاعر وطنی و موسیقی دان بزرگ مشروطیت چه نام دارد؟ - عارف قزوینی
■ فرخی یزدی
از شاعران شاخص این دوره است که او را به سبب آزادی خواهی، به زندان انداختند. تحت تأثیر شاعران گذشته، به ویژه مسعود سعد و سعدی بود. آشنایی با سعدی طبع فرخی را شکوفا ساخت. در دوره هفتم مجلس نماینده مردم یزد شد؛ ولی دست از اندیشه های پرشور آزادی خواهانه و وطن دوستانه برنداشت و در نهایت جانش را در راه آزادی فدا کرد. بیت زیر سرآغاز یکی از سروده های اوست:
آن زمان که بنهادم سر به پای آزادی / دست خود ز جان شستم از برای آزادی
□ فرخی یزدی تحت تأثیر کدام یک از شاعران گذشته بود؟ - مسعود سعد و سعدی
■ میرزاده عشقی
سید محمدرضا میرزاده عشقی، شاعر، روزنامه نگار، نمایشنامه نویس و نظریه پرداز دوره مشروطیت بود. او در روزنامه اش «قرن بیستم» به افشاگري اعمال پليد و مقاصد شوم رجال خائن زمان پرداخت. عشقی به دلیل جسارت و بی پروایی در بیان اندیشه های سیاسی، اجتماعی و وطن پرستانه اش، پیش از آنکه به اوج شکوفایی برسد به دست رضاخان ترور شد. مهم ترین اثر عشقی نمایشنامه منظوم «سه تابلوی مریم» یا «ایده آل» است. بیت زیر از سروده های اوست:
گر این چنین به خاک وطن شب سحر کنم / خاک وطن چو رفت، چه خاکی به سر کنم؟
□ نمایشنامه منظوم «سه تابلوی مریم» اثر کیست؟ - میرزاده عشقی
* * *
نثر فارسی در قرن های 12 و 13 (دوره بیداری(
در سال های انقلاب مشروطه در نثر فارسی دگرگونی هایی به وجود می آید که نثر را به سمت سادگی و بی پیرایگی سوق می دهد؛ از آن جمله می توان به رواج و گسترش روزنامه نگاری، روی آوردن به ترجمه و ادبیات داستانی بر اثر ارتباط با ادبیات اروپا و تغییر مخاطب نوشته ها اشاره کرد. کسانی چون قائم مقام فراهانی، ناصرالدین شاه قاجار، عبدالرحیم طالبوف، میرزا آقاخان کرمانی، زین العابدین مراغه ای، علامه دهخدا و چند تن دیگر از نویسندگان، از پیشگامان نثر ساده این دوره بوده اند و نوشته های آنان به زبان مردم کوچه و بازار نزدیک تر شده است؛ بنابراین می توان موضوع ها و حوزه های ادبی نثر دوره مشروطه را بدین شرح ذکر کرد:
□ دو تن از پیشگامان نثر ساده نویسی در دوره بیداری را نام ببرید؟ - قائم مقام فراهانی، ناصرالدین شاه قاجار، عبدالرحیم طالبوف، میرزا آقاخان کرمانی، زین العابدین مراغه ای، علامه دهخدا
□ موضوع ها و حوزه های ادبی نثر دوره مشروطه را نام ببرید: - روزنامه نگاری، داستان نویسی، نمایشنامه نویسی، ترجمه، تحقیقات ادبی و تاریخی.
■ روزنامه نگاری
در سال های اول مشروطه، بیشتر نویسندگان مطالب خود را در قالب مقاله در روزنامه ها منتشر می کردند. روزنامه های پر شماری در این دوره انتشار یافت که دربردارنده مطالب سیاسی، اجتماعی و گاه علمی بود؛ از مهم ترین روزنامه ها می توان «صور اسرافیل» با مدیریت میرزا جهانگیرخان صور اسرافیل و «نسیم شمال» با مدیریت و نویسندگی سیداشرف الدین گیلانی را نام برد که مسائل سیاسی، اجتماعی و... را با لحنی انتقادی و طنزآمیز بیان می کردند. مجله «بهار» که نشریه ای ادبی محسوب می شد، در سال های مشروطه به وسیله میرزایوسف خان اعتصامی آشتیانی پدر (پروین اعتصامی) منتشر شد و پس از آن دو مجله دانشکده و نوبهار با مدیریت ملک الشعرا بهار به عرصه ظهور رسیدند.
روزنامه «بهار» به دست چه کسی منتشر می شد؟ - میرزایوسف خان اعتصامی آشتیانی پدر (پروین اعتصامی)
■ داستان نویسی
داستان نویسی به شیوه جدید (رمان نویسی) در ادبیات کلاسیک فارسی سابقه ندارد و این نوع ادبی، محصول یک قرن گذشته است. پیش از انقلاب مشروطه، نویسندگان ایرانی نوشتن رمان (داستان بلند) به مفهوم امروزی را از طریق ترجمه رمان های تاریخی غربی آغاز کردند. در عصر مشروطه بیشترین رویکرد نویسندگان به رمان های تاریخی بود؛ چرا که از سویی نوعی باستان گرایی و روحیه کاوشگرانه در شناخت هویت گذشته میان آنها حاکم بود و از سوی دیگر، به دلیل سیاست های رایج در جامعه، نگارش رمان های تاریخی و اجتماعی سطحی در قیاس با کارهایی مثل روزنامه نویسی یا نوشتن رمان سیاسی، دردسر کمتری داشت و بر این اساس، جز تعداد اندکی رمان تاریخی، رمان دیگری نوشته نشد.
□ پیش از مشروطه رمان نویسی از چه طریقی آغاز شد؟ - از طریق ترجمه رمان های تاریخی غربی
از میان رمان نویسان می توان به این نویسندگان اشاره کرد: محمدباقر میرزا خسروی با رمان «شمس و طغرا» و میرزا حسن خان بدیع با دو اثر «شمس الدین و قمر» و «داستان باستان».
□ دو تن از رمان نویسان دوره بیداری را نام ببرید؟ - محمدباقر میرزا خسروی، میرزا حسن خان بدیع
□ رمانهای «شمس و طغرا» و «شمس الدین و قمر» را چه کسانی نگاشتند؟ - محمدباقر میرزا خسروی، میرزا حسن خان بدیع
■ نمایشنامه نویسی
نمایشنامه نویسی نوع ادبی جدیدی در ایران به شمار می رود و با این شکل غربی اش در ادب کهن سابقه ای ندارد. در دوره ناصرالدین شاه با رفت و آمد ایرانیان به اروپا، این نوع ادبی هم رواج یافت. اولین کسی که در ایران به نوشتن نمایشنامه فارسی پرداخت، میرزا آقا تبریزی بود که چند نمایشنامه کوتاه تألیف کرد. این نمایشنامه ها به سبب انتشار برخی از آنها در صدر مشروطه، تنها نمونه ادبیات نمایشی در این دوره محسوب می شود. زبان آنها مانند نثر داستانی قبل از مشروطه ساده، روان، بی تکلف و عوام فهم است.
□ نخستین کسی که در ایران به نوشتن نمایشنامه فارسی پرداخت، چه نام داشت؟ - میرزا آقا تبریزی
■ ترجمه
فن ترجمه از عوامل مؤثر در رشد آگاهی و تحول اندیشه ایرانیان در سال های قبل از مشروطه بود. ترجمه آثار اروپایی در ایران با تأسیس چاپ خانه در زمان فتحعلی شاه آغاز شد. از میان مهم ترین آثار ترجمه شده در این دوره می توان از «سرگذشت حاجی بابای اصفهانی» اثر جیمز موریه نام برد که میرزا حبیب اصفهانی آن را ترجمه کرده است.
□ در چه دورانی چاپخانه در ایران تأسیس شد؟ - فتحعلی شاه
□ «سرگذشت حاجی بابای اصفهانی» اثر کیست و چه کسی آن را ترجمه کرد؟ ـ اثر جیمز موریه است که میرزا حبیب اصفهانی آن را ترجمه کرد.
□ یک از مهم ترین آثار ترجمه شده دوره بیداری را نام ببرید؟ - «سرگذشت حاجی بابای اصفهانی»
■ تحقیقات ادبی و تاریخی
تحقیقات ادبی و تاریخی در محدوده تاریخی مشروطه به علت اشتغال اهل قلم به روزنامه نویسی و موضوعات دیگر، جاذبه ای نداشت. تنها اثر قابل توجه «تاریخ بیداری ایرانیان» تألیف ناظم الاسلام کرمانی است که موضوع آن تاریخ مشروطه است.
□ «تاریخ بیداری ایرانیان» اثر کیست؟ ـ ناظم الاسلام کرمانی
□ تنها تحقیق ادبی و تاریخی قابل توجه دوره بیداری چه نام دارد؟ - «تاریخ بیداری ایرانیان»
برخی از نویسندگان این دوره
■ قائم مقام فراهانی
از معروف ترین نویسندگان و سیاست مداران بزرگ این دوره است که علاوه بر خدمات و اقدامات بزرگ سیاسی، در ادبیات نیز بسیار مؤثر بود. قبل از وی سبک نویسندگان فارسی با تکلف و تصنع همراه بود. او با تغییر سبک نگارش، تکلفّ را در نثر از بین برد و مسائل عصر را با کاربرد زبان و اصطلاحات رایج و آمیخته به شعر و ضرب المثل های لطیف، به سبک گلستان سعدی نوشت و موجب اقبال عامه به نثر گردید. عبارات کوتاه او نیز گاه موزون و مسجع اند. قائم مقام احیاکننده نثر فارسی است و «منشآت» مهم ترین اثر قائم مقام است. متن زیر از اوست:
مخدوم مهربان من، از آن زمان که رشته مراودت حضوری گسسته و شیشه شکیبایی از سنگ تفرقه و دوری شکسته، اکنون مدت دو سال افزون است که نه از آن طرف بَریدی و سلامی و نه از این جانب قاصدی و پیامی، طایر مکاتبات را پر بسته و کلبه مراودات را در بسته.
□ توضیح دهید قائم مقام فراهانی در حوزۀ نثر فارسی چه جایگاهی دارد؟ - او با تغییر سبک نگارش، تکلفّ را در نثر از بین برد و مسائل عصر را با کاربرد زبان و اصطلاحات رایج و آمیخته به شعر و ضرب المثل های لطیف، به سبک گلستان سعدی نوشت و موجب اقبال عامه به نثر گردید. قائم مقام احیاکننده نثر فارسی است.
□ احیاکننده نثر فارسی کیست و مهم ترین اثر او چه نام دارد؟ - قائم مقام فراهانی ، «منشآت»
■ علّامه علی اکبر دهخدا
از پیشگامان نثر جدید فارسی است، شعر هم می سرود. وی با روزنامه صور اسرافیل همکاری داشت و مجموعه نوشته های طنزآمیز سیاسی اجتماعی او با عنوان «چرند و پرند» در آن روزنامه منتشر می شد. دهخدا بعدها در استانبول روزنامه «سروش» را منتشر کرد. او در رواج نثر ساده و عامیانه که بعدها در داستان های محمدعلی جمال زاده و صادق هدایت به کار رفت، نقش مؤثری داشت. حاصل پژوهش های او در فرهنگ نویسی، کتاب ارزشمند لغت نامه است که مفصل ترین کتاب لغت زبان فارسی محسوب می شود. «امثال و حکم» از دیگر آثار اوست. از نمونه های نثر اوست:
«ننه، هان! این زمین روى چیه؟ روى شاخ گاو، گاو روی چیه؟ روی ماهی، « ماهی روی چیه؟ روی آب، آب روی چیه؟ وای وای! الهی روده ات ببره، چقدر حرف می زنی؟! حوصلم سر رفت! آفتابه لگن شش دست، شام و ناهار هیچی! گفت نخور، عسل و خربزه با هم نمی سازند! نشنید و خورد. یک ساعت دیگر یارو را دید؛ مثل مار به خودش می پیچید. گفت: نگفتم نخور، این دو تا با هم نمی سازند؟ گفت: حالا که این دو تا خوب با هم ساخته اند که من یکی را از میان بردارند... .»
□ دو اثر از علامه دهخدا نام ببرید؟ - لغت نامه و «امثال و حکم»
□ روزنامه «سروش» را چه کسی منتشر کرد؟ ـ علامه دهخدا
□ مجموعه نوشته های طنزآمیز سیاسی اجتماعی دهخدا با چه عنوانی منتشر می شد. - «چرند و پرند»
خودآزمایی
۱- چه عواملی در ایجاد نهضت بازگشت ادبی مؤثر بودند؟ - 1- تاراج کتابخانه اصفهان که سبب شد تعدادی از کتاب های کتابخانه سلطنتی به دست مردم افتد و ارتباط مجدد اهل ذوق با ادب کهن برقرار شود؛ ۲- توجه به ادبیات در دربار قاجاریه و رونق بازار شعر و شاعری و مدح شاهان؛ 3- تضعیف جامعه بر اثر شکست ایران از روسی. تزاری.
۲- مهم ترین عوامل فرهنگی و اجتماعی مؤثر بر ادبیات عصر بیداری را بررسی کنید. - 1ـ تأثیر جنگهای نافرجام ایران و روس
۲- توجه مردم به واقعیتها وامکانات فنی دنیای جدید؛ 3ـ کوششهای عباس میرزا، ولیعهد فتحعلی شاه در روی آوردن به دانش و فنون جدید؛ 4ـ اعزام دانشجویان ایرانی به خارج از کشور برای تحصیل؛ ۵- رواج صنعت چاپ و روزنامه نویسی و ترجمه و نشر کتا بهای غربی؛ ۶- تأسیس مدرسه دارالفنون و آموزش دانشهای نوین به دست امیرکبیر.
۳- درون مایه های ادبیات فارسی در دوران بیداری را بیان کنید. - ادبیات بیداری با ظهور مفاهیمی نو؛ مثل آزادی، وطن، قانون خواهی و مبارزه با استبداد و استعمار شکل گرفت. همچنین در کنار این مفاهیم بحث از حقوق اجتماعی، برانگیختن احساسات ملی و میهنی، توجه به فراگیری علوم جدید، پیکار با بیگانه و بیگانه خواهی، انتقاد از نابسامانی ها، نفی عقاید خرافی در جامعه و سخن از حقوق زنان نیز در جایگاه بعدی قرار داشت.
۴- ویژگی های شعر هر یک از شاعران زیر را بنویسید: فرخی یزدی، عارف قزوینی، ایرج میرزا
فرخی یزدی: تحت تأثیر شاعران گذشته، به ویژه مسعود سعد و سعدی بود. آشنایی با سعدی طبع فرخی را شکوفا ساخت. اندیشه های پرشور آزادی خواهانه و وطن دوستانه در شعر او دیده می شود.
عارف قزوینی: شاعر وطنی و از موسیقی دانان بزرگ عهد مشروطیت بود. عرصه هنر وی تصنیف ها و ترانه های میهنی ای بود که در برانگیختن مردم و آزادی خواهی نقش بسیار مؤثری داشت. شعر عارف ساده و دور از پیچیدگی بود. وی مضامین وطن دوستی و ستیز با نادانی را با آوازی زیبا و پرشور می خواند.
ایرج میرزا: در به کارگیری تعبیرات عامیانه و آفریدن اشعاری ساده و روان مهارت بسیار داشت. در طنز، هجو و هزل چیره دست بود. در شعر وی اگرچه اندیشه های نوگرایانه وجود دارد، ولی در ردیف شاعران آزادی خواه مشروطه قرار نمی گیرد. ایرج میرزا از شعرهای غربی نیز ترجمه هایی منظوم پدید آورده است که در نوع خود ابتکاری محسوب می شود.
5- در شعر دورۀ بیداری از نظر زبانی چه تحولاتی دیده می شود؟ - در این دوره، ادبیات به ویژه شعر برای آنکه بتواند با توده مردم ارتباط برقرار کند، زبان محاوره را برگزید تا قابل فهم تر باشد و مفاهیم جدید را با زبانی ساده انتقال دهد. به این ترتیب نهضت ساده نویسی همراه با نهضت آزادی خواهی شکل گرفت،
6- نثر فارسی در دوره بیداری چه تحولاتی یافت؟ - در سال های انقلاب مشروطه در نثر فارسی دگرگونی هایی به وجود می آید که نثر را به سمت سادگی و بی پیرایگی سوق می دهد؛ از آن جمله می توان به رواج و گسترش روزنامه نگاری، روی آوردن به ترجمه و ادبیات داستانی بر اثر ارتباط با ادبیات اروپا و تغییر مخاطب نوشته ها اشاره کرد.
7- دو تن از پیشگامان رمان نویسی قبل از مشروطه را نام ببرید و از هر کدام اثری بنویسید. ـ محمدباقر میرزا خسروی با رمان «شمس و طغرا» و میرزا حسن خان بدیع با دو اثر «شمس الدین و قمر» و «داستان باستان».
8- توضیح دهید قائم مقام فراهانی در حوزۀ نثر فارسی چه جایگاهی دارد؟ - او با تغییر سبک نگارش، تکلفّ را در نثر از بین برد و مسائل عصر را با کاربرد زبان و اصطلاحات رایج و آمیخته به شعر و ضرب المثل های لطیف، به سبک گلستان سعدی نوشت و موجب اقبال عامه به نثر گردید. قائم مقام احیاکننده نثر فارسی است.
بدیع در لغت به معنی تازه و نو است. در ادب فارسی به مجموعه آرایه هایی گفته می شود که بر زیبایی لفظی و معنایی سخن می افزایند؛ چه آنها که با تغییرات آوایی و موسیقایی سر و کار دارند؛ مثل: سجع، جناس، ترصیع و... که در حوزه بدیع لفظی از آنها سخن به میان آمد و چه آنها که از لطف تعبیر و زیبایی معنی به وجود می آیند؛ مانند: اغراق، ایهام، تضاد و ... که در حوزه آرایه های معنوی جای می گیرند. در این کتاب به معرفی برخی از مهم ترین آرایه های بدیع معنوی خواهیم پرداخت:
بدیع بر چند گونه است؟ ـ بدیع لفظی و بدیع معنوی.
جناس جزء بدیع لفظی به شمار می رود یا معنوی؟ - لفظی.
■ مراعات نظیر (تناسب(
در لغت مراعات به معنی تناسب ها و هماهنگی هاست و در اصطلاح ادبی آوردن واژه هایی در سخن است که با هم ارتباط معنایی (غیر از تضاد) داشته و یادآور یکدیگر باشند. زیبایی آفرینی مراعات نظیر در تعامل واژه هاست که خواننده از دریافت این ارتباط معنایی لذت می برد.
به نمونه های زیر توجه کنید:
من مسلمانم، / قبله ام یک گل سرخ / جا نمازم چشمه ، مهرم نور / دشت سجاده من (سهراب سپهری)
در این شعر واژه های مسلمان، قبله، جانماز، مهر و سجاده ارتباط معنایی دارند. می توان گفت زیبایی و تناسب معنایی که در شعر وجود دارد، از هم نشینی این واژه ها به وجود آمده است.
بیستون کندن فرهاد نه کاری است شگفت / شور شیرین به سر هر که فتد، کوهکن است (همای شیرازی)
همان گونه که مشاهده می کنید، در بیت، واژه کوهکن با فرهاد، شیرین و بیستون تناسب دارد و تعامل معنایی این واژگان موجب زیبایی و تأثیرگذاری شعر شده است.
نمونه هایی دیگر: هر کاو نظری دارد با یار کمان ابرو / باید که سپر باشد پیش همه پیکان ها (سعدی)
چترها را باید بست / زیر باران باید رفت. (سهراب سپهری)
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل / کجا دانند حال ما سبکباران ساحل ها؟ (حافظ)
سر من مست جمالت، دل من دام خیالت / گهر دیده نثارت کف دریای تو دارد (مولوی)
گر چه گاهی شهابی / مشق های شب آسمان را / زود خط می زد و محو می شد / باز در آن هوای مه آلود / پاک کن هایی از ابر تیره / خط خورشید را پاک می کرد. (قیصر امین پور)
■ تلمیح
در لغت به معنی اشاره کردن با گوشه چشم است و در اصطلاح ادبی، آن است که سخنور در کلام خویش، به داستان، آیه، حدیث و مثل اشاره کند. تلمیح، گنجاندن یک مفهوم بلند در سخنی کوتاه است که معانی بسیار را در کمترین واژه ها جای می دهد و این ایجاز از جهت هنری بسیار مهم و قابل توجّه است.
به بیت زیر توجه کنید:
گفت آن یار کز او گشت سرِ دار بلند / جرمش این بود که اسرار هویدا می کرد (حافظ)
شاعر با یادآوری داستان بر دار کردن حسین بن منصور حلاج، (عارف بزرگ قرن چهارم( بر موسیقی معنایی کلام افزوده است.
1- ماجرا به این شکل بود که چون مشایخ آن زمان سخنان حلاج را درک نمی کردند، همگی فتوا به قتل او دادند. حلاج را به جرم اینکه حقایق الهی را برملا می کرد و همواره جمله معروفش (أنا الحق) را بر زبان داشت، به دار آویختند.
نمونه های دیگر: این مه که چون منیژه لب چاه می نشست / گریان به تازیانه افراسیاب رفت (فریدون مشیری)
در این بیت شاعر با آوردن واژه منیژه، تمام داستان بیژن و منیژه را در ذهن خواننده تداعی می کند و یادآوری داستان سبب لذت بیشتر خواننده می گردد.
یار بی پرده از در و دیوار / در تجلّی است یا اولی الابصار (هاتف اصفهانی)
» فَأَینَما تُوَلّوا فَثَمَّ وَجْهُ الله»[پس هرکجا روی کنید آنجا چهره خداست.]، این بیت به آیه 115 ، سوره بقره تلمیح دارد.
نمونه هایی دیگر: نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت / متحیرم چه نامم شه ملک لا فتی را (شهریار)
شاعر در این نمونه به حدیث «لا فتی الّا علی، لا سیف الّا ذوالفقار»[هیچ جوانمردی جز علی و هیچ شمشیری جز ذوالفقار نیست.]،: اشاره کرده است.
چون جواب احمق آمد خامشی / این درازی در سخن چون می کشی (مولوی)
شاعر در این بیت به مثل معروف «جوابُ الاحمقِ السکوتُ»[پاسخ نادان خاموشی است.]، اشاره کرده است.
عشرتی دارم به یاد روی آن گل در قفس / عشق افکنده است با یوسف به یک زندان مرا (رهی معیری)
مجنون که به دیوانه گری شهره شهر است / در دشت جنون همسفر عاقل ما بود (فرخی یزدی)
جانم ملول گشت ز فرعون و ظلم او / آن نور روی موسی عمرانم آرزوست (مولوی)
یا رب این آتش که بر جان من است / سرد کن زان سان که کردی بر خلیل (حافظ)
لازمه دریافت معنی و زیبایی تلمیح یا شرط لذت بردن از این آرایه، آشنایی با آن داستان، آیه و حدیث است. (تضمین)
■ تضمین
در لغت به معنی ضمانت کردن و متعهد شدن به انجام کاری است. در علم بدیع، آوردن آیه، حدیث، مصراع، بیت، یا سخن دیگری را در شعر یا کلام تضمین گویند. در تضمینِ شعر یا سخن دیگران، گاه به نام آن شاعر یا نویسنده اشاره شده و گاه نیز نام او به دلیل شهرت نیامده است. شاعر با استفاده از سخن دیگران یا آیه و حدیث می تواند مقصود خود را بهتر بیان کند و با ایجاد تنوع در ذهن خواننده، سبب التذاذ وی گردد، همچنین آگاهی خود را از موضوعات مختلف به بهترین وجه نشان دهد.
به نمونه های زیر توجه کنید:
حافظ از جور تو، حاشا که بگرداند روی» / من از آن روز که در بند توام، آزادم»
حافظ در این بیت مصراعی از بیت سعدی را تضمین کرده است.
خیز تا خاطر بدان ترک سمرقندی دهیم / کز نسیمش» بوی جوی مولیان آید همی»
همچنین حافظ در این بیت یک مصراع از شعر رودکی را تضمین کرده است.
بهر این فرمود رحمان ای پسر / «کلّ یومٍ هو فی شأن» ای پسر (مولوی)
مولوی برای بهتر ادا کردن مقصود خویش، آیه ای از قرآن را تضمین کرده است و موجب تنوع کلام شده است.
«کلّ یومٍ هو فی شأن»[ خداوند هر روز در شأن و کارى است.]
به نمونه های دیگر توجه کنید:
درویش بی معرفت نیارامد تا فقرش به کفر انجامد ؛ «کادَ الفقرُ أن یکونَ کفرًا » (سعدی)
«کادَ الفقرُ أن یکونَ کفرًا»[نزدیک است که تهیدستی به بی دینی انجامد.]
سعدی این حدیث را در سخن خویش تضمین کرده است. او با استفاده از این حدیث به بهترین شکل، ارتباط بین کفر و فقر را نشان داده است.
چه زنم چو نای هر دم ز نوای شوق او دم؟ / که لسان غیب، خوش تر بنوازد این نوا را
»همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی / به پیام آشنایی، بنوازد آشنا را « (شهریار)
شهریار در اثنای غزلش، بیتی را عینا از حافظ تضمین کرده است.
در نمونه زیر:
مه من نقاب بگشا ز جمال کبریایی / که بتان فروگذارند اساس خودنمایی
شده انتظارم از حد، چه شود ز در درآیی؟ / «ز دو دیده خون فشانم ز غمت شب جدایی»
» چه کنم که هست اینها گل باغ آشنایی»
هاتف اصفهانی بیتی از غزل فخرالدین عراقی را تضمین کرده است.
خود ارزیابی
1- در نمونه های زیر آرایه مراعات نظیر بین کدام واژه ها ایجاد شده است؟ مشخص کنید.
الف) مه روشن میان اختران پنهان نمی ماند / میان شاخه های گل مشو پنهان که پیدایی (رهی معیری)
مراعات نظیر: مه ، روشن، اختران / شاخه ، گل
ب) چون در این میدان نداری دست و پایی همچو گوی / اختیار سر به زلف همچو چوگانش گذار (صائب تبریزی)
مراعات نظیر: میدان، گوی ، چوگان / دست، پای، سر، زلف
پ) باغ باران خورده می نوشید نور / لرزشی در سبزه های تر دوید (سهراب سپهری)
مراعات نظیر: باغ ، باران ، سبزه / باران ، تر
ت) نرگس از چشمک زدن شد فتنه در صحن چمن / شیوه های چشم جادوی توام آمد به یاد (محتشم کاشانی)
مراعات نظیر: نرگس، چمن / چشمک، چشم
ث) باغ بی برگی / روز و شب تنهاست / با سکوت پاک غمناکش / ساز او باران، سرودش باد (اخوان ثالث)
مراعات نظیر: باغ ، بی برگی ، باران ، باد / سکوت ، ساز ، سرود
ج) آتش آن نیست که از شعله او خندد شمع / آتش آن است که در خرمن پروانه زدند (حافظ)
مراعات نظیر: آتش ، شعله ، شمع
چ) تا ز باغ خاطرت گل های شادی بشکفد، / هر چه در دل تخم کین داری، به زیر خاک کن (ملک الشعرا بهار)
مراعات نظیر: باغ ، گل ، بشکفد، تخم، خاک / دل ، کین ، شادی
ح) از اسب پیاده شو، بر نطعِ زمین رخ نه / زیر پی پیلش بین شهمات شده نعمان (خاقانی)
مراعات نظیر: اسب ، پیاده شو ، پیل/ رخ ، پی
خ) بمیر ای دوست پیش از مرگ اگر می زندگی خواهی / که ادریس از چنین مردن بهشتی گشت پیش از ما (سنایی)
مراعات نظیر: بمیر، مرگ، مردن
د) دولت عشق بین که چون از سر فقر و افتخار / گوشه تاج سلطنت می شکند گدای تو (حافظ)
مراعات نظیر: دولت، تاج، سلطنت / مراعات نظیر: فقر، گدا
ذ) هر چه رفت از عمر، یاد آن به نیکی می کنند / چهره امروز در آیینه فردا خوش است (صائب تبریزی)
مراعات نظیر: نیکی، خوش / عمر، امروز، فردا
ر) آن زمان که بنهادم سر به پای آزادی / دست خود ز جان شستم از برای آزادی (فرخی یزدی)
مراعات نظیر: سر، پا، دست، جان
2- در ابیات زیر تلمیح را مشخص کنید و درباره آن توضیح دهید.
الف) حرفی است این که خضر به آب بقا رسید / زین چرخ دل سیه، دم آبی ندید کس (صائب تبریزی)
تلمیح: اشاره به داستان خضر و حضرت موسا
ب) چشمی دارم چو لعل شیرین همه آب / جسمی دارم چو جان مجنون همه درد
بختی دارم چو چشم خسرو همه خواب / جانی دارم چو زلف لیلی همه تاب (خاقانی)
تلمیح: اشاره به داستان لیلی و مجنون / تلمیح: اشاره به داستان شیرین و فرهاد و خسرو
پ) گواه رهرو آن باشد که سردش یابی از دوزخ / نشان عاشق آن باشد که خشکش بینی از دریا (سنایی)
تلمیح: اشاره به داستان حضرت ابراهیم و نمرود / تلمیح: اشاره به داستان شکافتن رود نیل برای حضرت موسا
ت) من نمازم را وقتی می خوانم / که اذانش را باد گفته باشد / سر گل دسته سرو / من نمازم را پی تکبیرة الاحرام علف می خوانم / پی قد قامت موج. (سهراب سپهری)
تلمیح: اشاره به آیه «یسبح لله ما فی السموات و ما فی الأرض» [آنچه در آسمان ها و آنچه در زمين است خدايي را تسبیح می کند.]
ث) دامن خاک شد ز بُسّد و لعل / تاج فرعون و گنج دقیانوس (رهی معیری)
تلمیح: اشاره به داستان فرعون / تلمیح: اشاره به داستان اصحاب کهف و گنج دقیانوس
ج) شور شیرین تو را نازم که بعد از قرن ها / هر که لاف عشق زد، نامی هم از فرهاد برد (فاضل نظری)
تلمیح: اشاره به داستان شیرین و فرهاد
چ) ناقه سنگین می رود در هر قدم گویی ز شوق / روح مجنون چنگ در دامان محمل می زند (طالب آملی)
تلمیح: اشاره به داستان لیلی و مجنون
ح) در آینه دوباره نمایان شد / با ابر گیسوانش در باد / باز آن سرود سرخ أنا الحق / ورد زبان اوست. (محمدرضا شفیعی کدکنی)
تلمیح: اشاره به داستان به دار آویختن منصور حلاج
3- آرایه تضمین را در اشعار و عبارات زیر پیدا کنید و ارتباط تضمین را با قسمت های دیگر متن مشخص کنید.
الف) ایوب با چندین بلا، کاندر بلا شد مبتلا / پیوسته این بودش دعا »الصبرُ مفتاحُ الفرج» (سنایی)
تلمیح: اشاره به داستان ایوب و صبر او بر بیماری است. / تضمین: آوردن حدیث «الصبرُ مفتاحُ الفرج» [بردباری کلید گشایش است.]
ب) گفت: غالب اشعار او (سعدی) در این زمین به زبان پارسی است. اگر بگویی، به فهم نزدیک تر باشد. «کلمَّ النّاسَ علی قدرِ عُقُولهم.» (گلستان سعدی)
تضمین: آوردن حدیث «کلمَّ النّاسَ علی قدرِ عُقُولهم.» [با مردم به اندازه خردشان سخن بگو.]
پ) مکن گریه بر گور مقتول دوست / قل الحمدلله که مقبول اوست (بوستان سعدی)
تضمین: آوردن آیه «قل الحمدلله»[بگو ستایش خدای راست.]
ت) چشم حافظ زیر بام قصر آن حوری سرشت / شیوه «جناتٌ تَجری مِن تحتها الأنهار» داشت (حافظ)
تضمین: آوردن آیه «جناتٌ تَجری مِن تحتها الأنهار» [بهشت هایی که زیر آنها جوی ها روان است.]
ث) عاکفان کعبه جلالش به تقصیر عبادت معترف که» ما عبدناکَ حقَّ عبادتِک».
تضمین: آوردن حدیث »ما عبدناکَ حقَّ عبادتِک». [آنگونه که سازوار تو است پرستشت نکردیم.]
4- شعر فرخی یزدی را در خودارزیابی (1) از نظر قلمرو فکری تحلیل کنید.
آن زمان که بنهادم سر به پای آزادی / دست خود ز جان شستم از برای آزادی (فرخی یزدی)
همانگونه که از سخن سالاران دوره مشروطه برمی آید سخنور آماده است که برای به دست آوردن آزادی جانفشانی کند.
5- بیت زیر را، به دو صورت برش بزنید و وزن آن را بنویسید:
بُگ | شو | د |
| گِ | رِه | زِ | زُل |
| فِ | زَر | تار |
مَح | بو | بِ |
| یِ | نی | ل | گون |
| ع | ما | ری |
- | - | U |
| U | - | U | - |
| U | - | - |
مَفعولُ |
| مَفاعِلُن |
| فَعولُن | |||||||
بگشود گره ز زلف زر تار / محبوبه نیلگون عماری (علی اکبر دهخدا)
بُگ | شو | د | گِ |
| رِه | زِ | زُل | فِ |
| زَر | تار |
مَح | بو | بِ | ی |
| نی | ل | گون | ع |
| ما | ری |
- | - | U | U |
| - | U | - | U |
| - | - |
مُستفِعلُ |
| فاعِلاتُ |
| مُستَف | |||||||
سال گذشته با اوزان همسان که از تکرار یکنواخت یک پایه آوایی و اوزان همسان دولخَتی که از تکرار متناوب دو پایه یا رکن حاصل می شود، آشنا شده ایم؛ در قلمرو شعر فارسی، وزن و موسیقی سروده ها، همواره از نوعی نظم آهنگین و موسیقی همسان پیروی نمی کنند؛ بلکه در شعر فارسی، اوزان دل نشین و گوش نوازی وجود دارد که نظمی ناهمسان دارند. در این گونه وزن ها، وزن واژهها ناهمگون و غیرتکراری اند.
به آهنگ خوانشِ بیت زیر، توجّه کنید:
درد عشقی کشیده ام که مپرس / زهر هجری چشیده ام که مپرس (فاعلاتن مفاعلن فعلن)
پایه های آوایی | دَر دِ عِش قی | کِ شی دِ اَم | کِ مَ پُرس |
پایه های آوایی | زَه رِ هِج ری | چِ شی دِ اَم | کِ مَ پُرس |
پس از خوانش درست بیت و درک موسیقی و آهنگ آن، مرز پایهها را مشخّص نموده ایم و از طریق آهنگ پی برده ایم که پایه های آوایی بیت دارای نظمی ناهمسان است.
اکنون پس از تعیین پایه های آوایی، همین بیت را با وزن واژه ها و نشانه های هجایی آن می نویسیم.
پایه های آوایی | دَر دِ عِش قی | کِ شی دِ اَم | کِ مَ پُرس |
پایه های آوایی | زَه رِ هِج ری | چِ شی دِ اَم | کِ مَ پُرس |
وزن | فاعلاتن | مَفاعلُن | فَعِلُن |
نشانه های هجایی | -U-- | U-U- | UU- |
پس از تعیین مرز پایه ها و قراردادن وزن واژه ها و نشانه های هجایی، می بینیم که پایه های آوایی این بیت، نظم و چینشی ناهمسان دارند و تکرار نشده اند. هر مصراع این بیت از سه پایه آوایی ناهمسان « فاعلاتن مفاعلن فعلن» تشکیل شده است.
وزن این بیت « فاعلاتن مفاعلن فعلن» است.
اگر هجاهای بیت را به گونه ای دیگر بُرش بزنیم، تناسبِ آهنگ و نظم موسیقایی بیت از دست می رود.
درکِ خوش آهنگی و دل نشینی موسیقی شعر، به تربیت هوش موسیقایی و حافظه شنیداری ما وابسته است.
به پایه های آوایی بیت زیر توجّه کنید:
به حُسن خُلق و وفا کس به یار ما نرسد / تو را در این سخن انکار کار ما نرسد (حافظ)
پایه های آوایی | بِ حُس نِ خُل | قُ وَ فا کَس | بِ یا رِ ما | نَ رِ سَد |
پایه های آوایی | تُ را دَ رین | سُ خَ نِن کا | رِ کا رِ ما | نَ رِ سَد |
وزن | مَفاعِلُن | فَعِلاتن | مَفاعِلُن | فَعِلن |
نشانه های هجایی | U-U- | UU- - | U-U- | UU- |
پس از خواندن درست بیت و درک پایه های آوایی، درمی یابیم که این بیت از چهار پایه آوایی تشکیل شده است. پایه های آوایی، وزن واژه ها و نشانه های هجایی این بیت به صورت ناهمسان آمده اند.
این بیت از چهار پایه آوایی ناهمسان « مَفاعِلُن فَعِلاتن مَفاعِلُن فَعِلن» تشکیل شده است. با کمی دقت درمی یابیم که پایه های آوایی این بیت را نمی توان به دسته های همسان تک پایه ای یا دولختی جدا کرد.
وزن این بیت « مَفاعِلُن فَعِلاتن مَفاعِلُن فَعِلن» است.
پس با توجه به درک آهنگ و موسیقی بیت، پایهها را مشخص و وزن شعر را تعیین می کنیم؛ اگر از طریق حافظۀ شنیداری نتوانستیم وزن شعر را مشخص کنیم، هجاهای بیت را به صورت تکراری یا همسان یک پایهای دسته بندی می کنیم؛ در صورتی که نظمی همسان حاصل نشد، آن را با نظم همسان دولَختی می سنجیم؛ یعنی هجاها را به صورت 4 تایی 3 تایی یا 3 تایی 4 تایی برش می زنیم. اگر نظم برش های آوایی بیت، با هیچ یک از این شیوهها ممکن نبود، پایهها را با نظمی ناهمسان جدا می کنیم و وزن بیت را مشخص می نماییم.
به بیت زیر توجّه کنید:
ماه فرو ماند از جمال محمّد / سرو نباشد به اعتدال محمّد (سعدی)
پایه های آوایی | ما ه فُ رو | ما نَ دَز جَ | ما لِ مُ حَم | مَد |
پایه های آوایی | سر و نَ با | شَد بِ اِع تِ | دا لِ مِ حَم | مَد |
وزن | مفتعلن | فاعلات | مفتعلن | فع |
نشانه های هجایی | -UU- | -U-U | -UU- | - |
بدان سان که دیده می شود، این بیت از چهار پایه آوایی تشکیل شده است.
وزن این بیت «مفتعلن فاعلاتُ مفتعلن فع» است.
به چینش پایه های آوایی بیت زیر دقت کنید:
بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست / بگشای لب که قند فراوانم آرزوست (مولوی)
پایه های آوایی | بِن ما ی رُخ | کِ با غُ گُ | لِس تا نَ ما | رِ زوست |
پایه های آوایی | بُگ شا ی لَب | کِ قَن دِ فَ | را وا نَ ما | رِ زوست |
وزن | مستفعلن | مفاعِلُ | مستفعلن | فعل |
نشانه های هجایی | --U- | U-U- | --U- | U- |
وزن این «مستفعلن مفاعلُ مستفعلن فَعَل» است.
توجّه 1
در سامان دهی نشانه های هجایی، همواره این گونه نیست که با یک روش، رو به رو باشیم؛ برش های آوایی بیت بالا 4 تایی 4 تایی، دسته بندی شده است. اگر بیت را به گونه ای دیگر جدا کنیم، وزن «مفعولُ فاعلاتُ مفاعیلُ فاعلن» خواهد بود.
پایه های آوایی | بِن ما ی | رخ کِ با غُ | گ لِس تا نَ | ما ر زوست |
پایه های آوایی | بُگ شا ی | لَب کِ قَن دِ | فَ را وا نَ | ما ر زوست |
وزن | مفعولُ | فاعلاتُ | مفاعیلُ | فاعلن |
نشانه های هجایی | --U | -U-U | U--U | -U - |
همچنین نشانه های هجایی این بیت: از کرده خویشتن پشیمانم / جز توبه ره دگر نمی دانم (مسعود سعد)
پایه های آوایی | از کَر دِ یِ | خیـ ش تَن پَ | شی ما نَم |
پایه های آوایی | جز تو بِ رَ | هِ دِ گَر نِ | می دا نَم |
وزن | مستفعلُ | فاعلاتُ | مستفعِلْ |
نشانه های هجایی | --UU | -U-U | --- |
را به دو صورت می توان سامان داد و وزن بیت را نیز به دو صورت ۱- مستفعلُ فاعلات مستفعلْ یا ۲- مفعولُ مَفاعِلُن مَفاعیلُن می توان جدا نمود.
پایه های آوایی | از کَر دِ | یِ خیـ ش تَن | پَ شی ما نَم |
پایه های آوایی | جز تو بِ | رَ هِ دِ گَر | نِ می دا نَم |
وزن | مفعولُ | مَفاعِلُن | مَفاعیلُن |
نشانه های هجایی | --U | U-U- | U --- |
توجّه 2
در تعیین مرز پایه ها و نیز دسته بندی هجاها (نشانه های هجایی)، نظم همسان، بر ناهمسان ترجیح دارد. برای مثال در بیت:
تا رفت مرا از نظر آن چشم جهان بین / کس واقف ما نیست که از دیده چه ها رفت (حافظ)
پایه های آوایی | تا رَف ت مَ | را از نَ ظَ | ران چَش مِ جَ | هان بین |
پایه های آوایی | کَس وا قِ فِ | ما نیـ ست کِ | از دی دِ چِ | ها رفت |
وزن | مستفعلُ | مستفعلُ | مستفعلُ | مستف |
نشانه های هجایی | --UU | --UU | --UU | -- |
نظم همسان «مستفعلُ مستفعلُ مستفعلُ مستف» بر نظم ناهمسان برتری دارد و وزن بیت را بهتر نشان می دهد، هر چند نشانه های هجایی بیت را می توان به صورت ناهمسان «مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلُ فعولن» مشخص کرد.
پایه های آوایی | تا رَف ت | مَ را از نَ | ظَ ران چَش مِ | جَ هان بین |
پایه های آوایی | کَس وا قِ | فِ ما نیـ ست | کِ از دی دِ | چِ ها رفت |
وزن | مفعولُ | مفاعیلُ | مفاعیلُ | فعولن |
نشانه های هجایی | --U | U--U | U--U | U-- |
۱- کدام یک از بیت های زیر دارای پایه های آوایی ناهمسان است؟ نشانه های هجایی و وزن هر یک را بنویسید.
الف) ترک گدایی مکن که گنج بیابی / از نظر رهروی که در گذر آید (حافظ) = وزن ناهمسان
پایه های آوایی | تر کِ گِ دا | یی بِ کُن کِ | گَن ج بِ یا | بی |
پایه های آوایی | از نَ ظَ رِ | رَه رُ وی کِ | دَر گُ ذَ را | یَد |
نشانه های هجایی | -UU- | -U-U | -UU- | - |
وزن | مفتعلن | فاعلات | مفتعلن | فع |
ب) بیا عاشقی را رعایت کنیم / ز یاران عاشق حکایت کنیم (سید حسن حسینی) = وزن همسان
پایه های آوایی | بِ یا عا | شِ قی را | رَ عا یَت | کُ نیم |
پایه های آوایی | زِ یا را | نِ عا شِق | حِ ما یَت | کُ نیم |
نشانه های هجایی | U - - | U - - | U - - | U- |
وزن | فعولن | فعولن | فعولن | فعل |
پ) گشت یکی چشمه ز سنگی جدا / غلغله زن، چهره نما، تیزپا (نیمایوشیج) = وزن همسان
پایه های آوایی | گَش ت یِ کی | چَش مِ زِ سَن | گی جُ دا |
پایه های آوایی | غُل غُ لِ زَن | چِه رِ نِ ما | تی ز پا |
نشانه های هجایی | -UU- | -UU- | -U- |
وزن | مفتعلن | مفتعلن | فاعلن |
ت) دلا بسوز که سوز تو کارها بکند / نیاز نیم شبی دفع صد بلا بکند (حافظ) = وزن ناهمسان
پایه های آوایی | دِ لا بِ سو | ز کِ سو زِ | تُ کا ر ها | بِ کُ نَد |
پایه های آوایی | نِ یا زِ نی | م شَ بی دَف | عِ صَد بَ لا | بِ کُ نَد |
نشانه های هجایی | U - U- | U U - - | U - U- | U U - |
وزن | مفاعلن | فعلاتن | مفاعلن | فعلن |
2- نشانه های هجایی بیت های زیر را به دو صورت دسته بندی کنید. پس از تعیین پایه های آوایی، وزن هر یک را بنویسید.
الف) دانست که دل اسیر دارد / دردی نه دواپذیر دارد (نظامی)
پایه های آوایی | دا نِس ت | کِ دِل ا سی | ر دا رَد |
پایه های آوایی | دَر دی نَ | دَ وا پَ ذی | ر دا رَد |
نشانه های هجایی | --U | U -U - | U - - |
وزن | مفعول | مفاعلن | فعولن |
مستفعل فاعلات مستف
ب) دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر / کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست (مولوی)
پایه های آوایی | دی شی خ | با چِ را غ | هَ می گَش ت | گِر دِ شَهر |
پایه های آوایی | کَز دی وُ | دَد مَ لو لَ | مُ اِن سا نَ | ما رِ زوست |
نشانه های هجایی | --U | - U- U | U - - U | - U- |
وزن | مفعول | فاعلات | مفاعیل | فاعلن |
مستفعلن مفاعل مستفعلن فعل
پ) دنیا نیرزد آن که پریشان کنی دلی / زنهار بد مکن که نکرده است عاقلی (سعدی)
پایه های آوایی | دُن یا نَ | یَر زَ دان کِ | پَ ری شان کُ | نی دِ لی |
پایه های آوایی | زِن ها ر | بَد مَ کُن کِ | نَ کَر دَس ت | عا قِ لی |
نشانه های هجایی | --U | - U- U | U - - U | - U- |
وزن | مفعول | فاعلات | مفاعیل | فاعلن |
مستفعلن مفاعل مستفعلن فعل
ت) آبی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم / از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم (شهید محمّد عبدی)
پایه های آوایی | آ بی تَ | رَ زا نی م | کِ بی رَن گ | بِ می ریم |
پایه های آوایی | از شی شِ | نَ بو دی م | کِ از سَن گ | بِ می ریم |
نشانه های هجایی | --U | U--U | U--U | U-- |
وزن | مفعول | مفاعیل | مفاعیل | فعولن |
مستفعل مستفعل مستفعل مستف
3- آرایه های مراعات نظیر، تلمیح و تضمین را در بیت های زیر مشخص کنید.
الف) شعاع درد مرا ضرب در عذاب کنید / مگر مساحت رنج مرا حساب کنید (قیصر امین پور)
مراعات نظیر: شعاع، ضرب، مساحت، حساب؛ درد، عذاب، رنج
ب) بی تربیت آزادی و قانون نتوان داشت / «سعفص «نتوان خواند نخوانده «کلمن» را (ملک الشعرا بهار)
مراعات نظیر: سعفص، کلمن
پ) همچو فرهاد بود کوهکنی پیشه ما / کوه ما سینه ما ناخن ما تیشه ما (ادیب نیشابوری)
مراعات نظیر: فرهاد، کوهکنی، کوه، تیشه ؛ سینه، ناخن/ تلمیح: داستان شیرین و فرهاد
ت) دستم نداد قوت رفتن به پیش دوست / چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم (سعدی)
مراعات نظیر: دست، پا، سر
ث) چند آن همه دیروز؟ چرا این همه امروز / دستی به فراوانی فردا برسانیم (محمدرضا روزبه)
مراعات نظیر: دیروز، امروز، فردا
ج) بیداری زمان را با من بخوان به فریاد / ور مرد خواب و خفتی »رو سر بنه به بالین، تنها مرا رها کن « (محمدرضا شفیعی کدکنی)
مراعات نظیر: خواب و خفتی، بالین، سر/ تضمین: «رو سر بنه به بالین، تنها مرا رها کن« شعر مولانا
۴- شعر زیر را از نظر ویژگی های تاریخی دوره بیداری بررسی نمایید.
ای مرغ سحر چو این شب تار / بگذاشت ز سر سیاهکاری
و ز نفحه روح بخش اسحار / رفت از سر خفتگان خماری
بگشود گره ز زلف زر تار / محبوبه نیلگون عماری
یزدان به کمال شد پدیدار / و اهریمن زشت خو حصاری
یاد آر ز شمع مرده یاد آر (علی اکبر دهخدا)
دهخدا از نویسندگان روزگار بیداری است. این شعر در سوگ دوستش میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل سروده شده است. درومایه شعر سیاسی اجتماعی است.
5- شعر زیر را از نظر آرایه های بدیع معنوی بررسی کنید.
غلغلی انداختی در شهر تهران ای قلم / خوش حمایت می کنی از شرع قرآن ای قلم
گشت از برق تو ظاهر نور ایمان ای قلم / مشکلات خلق گردد از تو آسان ای قلم
نیستی آزاد در ایران ویران ای قلم (سید اشرف الدین گیلانی)
بدیع معنوی: مجاز: قلم مجاز از نویسنده است / تهران: مجاز از ایران / مراعات نظیر: شرع، قرآن، ایمان؛ برق، نور / تلمیح به آیه «ن وَ القلمِ و ما یَسطُرون» / تضاد: مشکلات، آسان
چنان که خواندیم، سبک بازگشت تغییر و تحول چندانی در شیوه ها و ویژگی های سخن به وجود نیاورد. بلکه بازگشتی به دوره های خراسانی وعراقی بود. از آنجا که ویژگی های این دو سبک در پایه های دهم و یازدهم بیان شده است در اینجا به بررسی سبک دوره بیداری می پردازیم.
■ سطح زبانی
سادگی و روانی از بارزترین شاخصه های زبان شعر عصر بیداری است. شعر این دوره به دلیل موقعیت اجتماعی و انقلابی، برای عامه مردم قابل فهم است. توجه به مردم و استفاده از شعر برای آگاه سازی آنان در این دوره، سبب شده بود که شاعران شعر را متناسب با زبان و فهم مردم عادی، محاوره ای بیان کنند. شعر در این دوره عمومیت یافت و به عنوان زبان برنده نهضت در اختیار روزنامه ها قرار گرفت. گروهی مانند ملک الشعرا بهار و ادیب الممالک فراهانی با آگاهی از سنت های ادبی به زبان پرصلابت گذشته وفادار ماندند و گروهی دیگر به زبان ساده و صمیمی کوچه و بازار روی آوردند و از واژه ها و اصطلاحات موسیقی عامیانه و حتی واژه های فرنگی بهره بردند؛ سید اشرف الدین گیلانی و عارف قزوینی از این دسته اند.
بارزترین شاخصه های زبان شعر عصر بیداری چیست؟ - سادگی و روانی و محاوره ای بودن
در شعر برخی از شاعران این دوره توجه به واژگان کهن مشاهده می شود. کاربرد واژه هایی مثل بادافره، خلیدن، گلخن و... از این دست هستند.
بادافره: کیفر / خلیدن: مجروح شد / گلخن: تون حمام
دایره واژگانی شعر علاوه بر آنچه در گذشته بود، با توجه به ارتباط با اروپا و ظهور علوم و فنون جدید، گسترش یافت و بسیاری از واژه های نو و فرنگی از جمله واژه ها و اصطلاحات انگلیسی، روسی، فرانسوی و ترکی وارد شعر شد.
یکی دیگر از ویژگی های زبانی، کم توجهی کاربرد جمله ها و ترکیب های زبانی در شعر دوره بیداری است که عوامل زیر در آن نقش داشته اند:
1- اغلب شاعران صرفا به محتوا گرایش داشتند؛
2- برخی شاعران تسلط کافی برای ادبیات کهن نداشتند؛
3- شاعران برای آگاه سازی مردم و انتشار آثار در روزنامه ها ناگزیر بودند به شتاب شعر بسرایند.
چه عواملی باعث کم توجهی کاربرد جمله ها و ترکیب های زبانی در شعر دوره بیداری است؟ - 1) اغلب شاعران صرفا به محتوا گرایش داشتند؛ 2( برخی شاعران تسلط کافی برای ادبیات کهن نداشتند؛ 3) شاعران برای آگاه سازی مردم و انتشار آثار در روزنامه ها ناگزیر بودند به شتاب شعر بسرایند.
قالب های شعری در عصر بیداری کم و بیش مانند گذشته ادامه یافت و تغییر چندانی نداشت. توجه به قالب های قصیده و مثنوی در شعر ملک الشعرا بهار و ادیب الممالک فراهانی بیشتر است؛ اما دیگر شاعران این دوره که به زبان مردم کوچه و بازار شعر می گفتند، به قالب هایی مثل مُستزاد و چهارپاره و نیز سرودن ترانه و تصنیف رغبت بیشتری داشتند. این گرایش به قالب های کم کاربرد یا نوین به تدریج زمینه را برای ظهور شعر نو فراهم کرد.
مستزاد: شعری است که در پایان هر مصراع واژه یا واژگانی افزوده شده است. این واژگان افزوده شده معنی مصراع را کامل می کننند. این فزوده ها همه وزنی یکسان دارند و با مصراع قبل از خود نیز هم وزن اند. با افزودن واژه یا واژه هایی به پایان مصراع های قطعه رباعی و غزل می توان مستزاد سرود.
چهارپاره: شعری است شامل چند دو بیتی با قافیه های مختلف که از نظر معنی با هم ارتباط دارند. در چهارپاره ها معمولا مصراع های زوج هم قافیه اند.
ترانه: ترانه در قدیم مترادف رباعی بوده و به جای دوبیتی نیز به کار رفته است، اما امروزه قالبی مشخص است. امروزه هر کلامی را که با موسیقی تلفیق شده باشد اعم از اینکه در وزن رباعی باشد یا نه، ترانه مینامیم.
تصنیف: تصنیف در لغت به معنی دستهدسته کردن؛ اما در اصطلاح به شعری اطلاق میشود که همراه با موسیقی خوانده میشود و گاه وزن عروضی دارد و کم و بیش قافیه نیز در آن به کار رفته است.
شاعرانی که بیشتر به زبان مردم عادی شعر می گفتند، به آرایه های بیانی و بدیعی و سنت های ادبی کمتر پایبند بودند و شعر را وسیله ای برای بیان مقاصد خود می دانستند.
شاعران دوره بیداری تخیلات سُرایندگان پیشین را در نظر داشتند و گاه با تأثیرپذیری از اوضاع اجتماع نوآوری هایی در عرصه تخیل پدید آوردند. نمونه این تخیلات را در پاره ای از اشعار میرزاده عشقی می توان دید.
از نظر موسیقی و عروض نیز گروه سنت گرا بسیار پایبند به سنت های ادبی بودند؛ اما گروهی که مطابق زبان کوچه و بازار شعر می سرودند، پایبندی و التزام کمتری به آن داشتند.
شعر مشروطه همراه با تغییرات زمانه از نظر درون مایه نیز تحول چشمگیری داشت و به موازات حضور مردم در سیاست و اجتماع، مضامین و اندیشه های تازه به شعر وارد شد. نگرش شاعران و نویسندگان نسبت به جهان بیرون تغییر یافت و از کلی نگری و ذهنیت گرایی به جزئی نگری و عینیت گرایی تغییر کرد. مضامین کلی و ذهنی، مسائل اخلاقی، عارفانه سرایی و غزل گویی که با ساخت فرهنگ و جامعه گذشته ما هماهنگ بود، تا حد زیادی کارایی خود را از دست داد و مضامین سیاسی، اجتماعی و وطنی رونق یافت. شاخص ترین درون مایه های شعر عصر بیداری عبارت اند از:
نگرش شاعران و نویسندگان مشروطه نسبت به جهان بیرون تغییر یافت و از ....... به ........... تغییر کرد. ـ کلی نگری و ذهنیت گرایی/ جزئی نگری و عینیت گرایی
در شعر مشروطه مضامین کلی و ذهنی، مسائل اخلاقی، ........... تا حد زیادی کارایی خود را از دست داد و مضامین ........... رونق یافت. ـ عارفانه سرایی / سیاسی، اجتماعی و وطنی
شاخص ترین درون مایه های شعر عصر بیداری چیست؟ - آزادی / وطن/ قانون ....
آزادی: مفهوم آزادی در شعر این دوره، مترادف با مفهوم دموکراسی غربی است و مبین این معناست که مردم علاوه بر اینکه حقوق و آزادی های فردی دارند، در جامعه و سرنوشت سیاسی و اقتصادی خود نیز دارای حق و اختیار هستند.
مفهوم آزادی در گذشته و این دوره چیست؟ - در گذشته: زندانی یا اسیر نبودن، غیر برده / این دوره: حق به کار بستن اندیشه و خواستهها بر پایه ارادۀ خود.
وطن: وطن به عنوان سرزمینی که مردمی با مشترکات قومی، فرهنگی و زبانی در آن زندگی می کنند، در این دوره وارد شعر و ادبیات فارسی شد و بسیار مورد توجّه بزرگانی مانند ملک الشعرا بهار، علامه دهخدا و ادیب الممالک فراهانی قرار گرفت.
مفهوم وطن در این دوره چیست؟ - در گذشته: زادبوم جایی که در آنجا زاده شده است / این دوره: سرزمینی که مردمی با مشترکات قومی، فرهنگی و زبانی در آن زندگی می کنند
قانون: بر پایه مشاهداتی که اروپارفتگان و روشن فکران از ملل متمدن و قانونمند داشتند، مضمون قانون و قانون مداری در سخن شاعران و نویسندگان راه یافت و بنیادی ترین تفکر و خواست مشروطه خواهان گردید.
تعلیم و تربیت جدید: با ظهور مطبوعات و گسترش آن در جامعه، آگاهی همگانی افزایش یافت و لزوم تعلیم و تربیت عمومی با نگاه جدید آن، مورد توجه مردم قرار گرفت. شاعران نیز به این موضوع توجه کامل داشتند.
توجه به مردم: از بارزترین ویژگی های ادبیات دوره بیداری توجه به مردم است. شاعران در این دوره به انعکاس خواست ها و علایق توده مردم پرداختند. نیازها و کاستی های محرومان جامعه را موضوع سخن خود قرار دادند و به دفاع از کارگران و ضعیفان توجه داشتند. ابوالقاسم لاهوتی و فرخی یزدی از شاخص ترین شاعران این حوزه اند. همچنین جایگاه زنان در اجتماع نیز مورد توجه شاعران عصر بیداری قرار گرفت.
از شاخص ترین شاعران حوزه «کارگری» دو تن را نام ببرید؟ - ابوالقاسم لاهوتی و فرخی یزدی
دانش ها و فنون نوین: ضرورت های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، موجب توجه به دانش ها و فنون جدید شد و در کنار دیگر روشن فکران، شاعران هم به این موضوع پرداختند و مضامین و اصطلاحات و واژگان مربوط به آن، در سخنشان فراوان به چشم می خورد.
کدام گزینه از شاخص ترین درون مایه های شعر عصر بیداری نیست؟
آزادی □ توجه به مردم □ تعلیم و تربیت سنّتی ■ دانش ها و فنون نوین □
این ویژگی ها را در شعر زیر می توان یافت:
آن زمان که بنهادم سر به پای آزادی، / دست خود ز جان شستم از برای آزادی
تا مگر به دست آرم دامن وصالش را / می دوم به پای سر در قفای آزادی
در محیط طوفان زا ماهرانه در جنگ است / ناخدای استبداد با خدای آزادی
دامن محبّت را گر کنی ز خون رنگین / می توان تو را گفتن پیشوای آزادی
فرخی ز جان و دل می کند در این محفل / دل نثار استقلال جان فدای آزادی (فرخی یزدی)
قلمرو زبانی: محیط: اقیانوس؛ واژه کهن / سادگی و روانی / عامه فهم بودن شعر / قلمرو ابی: قالب: غزل / پایبندی به سنت های ادبی کهن / شاعر سنت گراست تا نوگرا / شاعر شعر را وسیله بیان مقصود خود می داند / محیط طوفان زا: استعاره از جامعه آشفته و نابسان زمان سخنور است / قلمرو فکری: جزئی نگری و عینیت گرایی در شعر دیده می شود / شعر عرفانی نیست و بیشتر اجتماعی - سیاسی است / درباره آزادی و ستیز با استبداد و جویای استقلال میهن است /
***
از آغاز سلطنت ناصرالدین شاه تا پدید آمدن مشروطیت نثر فارسی که از زمان قائم مقام فراهانی تا حدودی از پیچیدگی فاصله گرفته بود، به سمت سادگی و روانی پیش رفت و لغات دشوار در آن کمتر شد. درونمایه نثر نیز که در سال های نزدیک به انقلاب مشروطه، آزادی و آزادی خواهی، سنت شکنی و تجددخواهی بود، در این دوره با لحنی آرام تر ادامه یافت.
از آغاز سلطنت ............ تا پدید آمدن مشروطیت نثر فارسی که از زمان قائم مقام فراهانی تا حدودی از پیچیدگی فاصله گرفته بود، به سمت سادگی و روانی پیش رفت. ـ ناصرالدین شاه

ویژگی های نثر
■ سطح زبانی: در نثر این دوره واژه ها و ترکیب های عربی ناآشنا کمتر می شود و به دلایل گوناگون بسیاری از لغات انگلیسی، ترکی، فرانسوی و ... به نثر فارسی وارد می شود و برخلاف نثر دوره های پیش، عبارت های وصفی دور و دراز و لفظ پردازی های بیجا در نامه ها و نوشته ها کاهشی آشکار می یابد.
عبارت وصفی: عبارت وصفی یا وجه وصفی آن است که فعل بهجای اینکه یکی از صیغههای صرفی باشد به صورت صفت مفعولی بیاید؛ مانند: ■ دوستم از راه رسید و با همگان احوالپرسی کرد. ■ دوستم از راه رسیده با همگان احوالپرسی کرد.
نثر این دوره ساده و قابل فهم است. در ساختار و ترکیب دستوری کلام نیز جمله ها درست تر و با طبیعت زبان هم آهنگ تر می شود.
■ سطح ادبی: نثر فارسی حتی پیشتازتر از شعر فارسی در دوره بیداری قید و بندهای نثر مصنوع و فنی را کنار می گذارد و گزارشی و ساده می شود.
صنایع ادبی از نثر جدا می شود و نثر در خدمت بیان خواست و آمال مردم به شکلی پویا ظاهر می گردد.
یکی از ضعف های تکنیکی در اغلب داستان های دوران مشروطه، حضور راوی سوم شخص در بعضی صحنه های داستان و سخن گفتن او با خواننده است که امروزه کاربرد چندانی ندارد.
زاویه دید: ۱- اول شخص ۲- سوم شخص یا دانای کل
یکی از ضعف های تکنیکی در اغلب داستان های دوران مشروطه چیست؟ - حضور راوی سوم شخص در برخی صحنه های داستان و سخن گفتن اوست.
اکثر نویسندگان این دوره، داستان را مطابق ذوق عامه مردم می نوشتند و سبک نویسندگی آنان مطابقت کاملی با ادبیات داستانی جدید نداشت.
■ سطح فکری: به طور کلی درون مایه هایی که برای شعر دوره بیداری بیان شد، در نثر نیز مورد توجّه نویسندگان بوده است.
نثر در دوران مشروطه با ویژگی هایی چون نوگرایی، تجددخواهی و آزادی طلبی و با هدف تأثیر بر عامه مردم گسترش یافت؛ بنابراین محتوای انواع نثر، معطوف به همین درون مایه ها بود.
از شاخه های ارزنده ای که در نثر عصر بیداری چشم نواز است، طنز سیاسی اجتماعی است.
از شاخه های ارزنده ای که در نثر عصر بیداری چشم نواز است، ............ است. - طنز سیاسی اجتماعی
دشمنی با استعمار و استبداد نیز یکی از موضوعاتی بود که در نثر روزنامه ای بسیار مورد توجّه قرار گرفت.
بسیاری از نثرهای دوره بیداری به ویژه نثر داستانی به موضوع تنفّر از خرافات می پردازد.
حقوق مدنی زنان از جمله موضوعاتی است که در کنار تعلیم و تربیت نوین و همگانی بسیار مورد توجّه نویسندگان بوده است.
1- شعر زیر را در دو سطح ادبی و فکری بررسی کنید (از هر سطح دو مورد.)
از مُلک ادب حکم گزاران همه رفتند / شو بار سفر بند که یاران همه رفتند
آن گرد شتابنده که در دامن صحراست / گوید چه نشینی که سواران همه رفتند
داغ است دل لاله و نیلی است برِ سرو / کز باغ جهان لاله عذاران همه رفتند
افسوس که افسانه سرایان همه خفتند / اندوه که اندوه گساران همه رفتند
یک مرغ گرفتار در این گلشن ویران / تنها به قفس ماند، هزاران همه رفتند
خون بار بهار از مژه در فرقت احباب / کز پیش تو چون ابر بهاران همه رفتند (ملک الشعرا بهار)
سطح ادبی: قالب: غزل / به سنت های ادبی پایبند است / وزن عروضی و قافیه شعر دقیق و درست است / استعاره و تشبیه های مرده و تخیلات سنتی در آن دیده می شود؛ مانند: داغ لاله؛ نیلی بودن بر سرو؛ باغ جهان؛ لاله عذاران؛ مرغ گرفتار و هزاران / سطح فکری: درباره درگذشت عارف قزوینی که تصنیف سازی میهن دوست بود سروده شده است / توجه به وضع نابسامان مردم و جامعه دارد / شعر میهنی و اجتماعی است
2- این سروده را در قلمرو ادبی بررسی کنید.
گریه را به مستی بهانه کردم / شکوه ها ز دست زمانه کردم
آستین چو از چشم برگرفتم / سیل خون به دامان روانه کردم
از چه روی چون ارغنون ننالم؟ / از جفایت ای چرخ دون ننالم
چون نگریم ز درد و چون ننالم / دزد را چو محرم به خانه کردم؟ (عارف قزوینی)
قلمرو ادبی: تصنیف / قافیه جای مشخصی ندارد / پایبندی کمتری به عروض سنتی دارد و وزن تهی از اشکال نیست / شعر سوز و شور ویژه ای دارد / دست: مجاز از کار / شکوه از زمانه: جانبخشی / سیل خون: اضافه تشبیهی / اغراق: سیل خون به دامان روانه /
۳- متن زیر از کتاب تاریخ بیداری ایرانیان را در دو سطح زبانی و فکری تحلیل کنید.
اگرچه ما در این تاریخ خود بیداری ایرانیان را از سال 1322 شروع کرده ایم، لکن اگر خیال خود را جمع کنیم و به نظر دقت و انصاف در تاریخ گذشتگان بنگریم، هر آینه به خوبی مشاهده می کنیم که در مجاری سنه 1265 بسیاری از امور و وقایع را که دلالت دارد بر بیداری ایرانیان و قدم گذاردن آنها به راه تمدن؛ و باعث و مسبّب آن را جز مرحوم میرزا تقی خان امیرنظام احدی را سراغ نداریم؛ چه آن بزرگ مرد از آن یکّه اشخاص بود که به قابلیت خود بدون اسباب و مساعدت خارجی از پستی به بلندی رسید. یعنی پسر آشپز قائم مقام بود و در اثنای کار و شغل، خویش را دارای رتبه و مقام صدارت نمود. دوست و دشمن او را از نوادر دهر شمردند و از خلقت های فوق العاده دانسته و کارهای امیر نظام از ترتیب و انتظام قشون و اصلاح کار دفتر و مالیه که خرج، دو کرور اضافه بر دخل بود و عمارت و مرمّت خرابی های دیگر که به زودی محال می نمود و همه در یک دو سال صورت گرفت، گواه و دلیل بزرگی مرد است. (ناظم الاسلام کرمانی)
سطح زبانی: نثر متن ساده، روان، قابل فهم است و ترکیب و واژه های ناآشنای عربی کم است - عبارت وصفی دور و دراز و لفظ پردازی بی جا کم است گرچه در متن دیده می شود- برخی از جمله ها کمی طولانی است / کم توجهی به زبان در متن دیده می شود: از نظر زبانی گاهی لغزشهایی نیز وجود دارد؛ مانند: «نظر دقت» به جای «نظر دقیق» / «را» و «که»ی زاید در متن دیده می شود / یکّه: یگانه؛ واژه عامیانه است / دارا: به نظر می رسد که به معنای شایسته آمده باشد / سطح فکری: نگاهی نوگرایانه به تاریخ دارد - شرح حال مردان مشروطه است - اخبار و اطلاعات آن مستند و دست اول است.
تاکنون آموختیم که وزن و آهنگ شعر در دو مصراع آن چنان هماهنگی دارند که گوشِ آشنا به وزن شعر، از شنیدن آن، موسیقی هموار و گوش نوازی را درک می کند.
دو مصراع یک بیت، از دیدِ ضرب آهنگ و چینشِ نشانههای هجایی باید بسیار منظّم و دقیق با یکدیگر هم آوایی و همخوانی داشته باشند.
هماهنگی موسیقایی مصراعها، بیانگرِ نظام و انسجام بافتِ آهنگین و همگونی چینش نشانههای آوایی است. گاهی تناسب آوایی، یکسانی و هم نوایی مصراعها، دستخوشِ ناهمگونیها و ناهماهنگیهایی می شود.
شاعران برای اینکه این ناهماهنگی را به همواری، تبدیل کنند و از ناهمواریهای ایجاد شده در سخن برَهَند، از قابلیتهایی بهره می برند که به آن «اختیارات شاعری» می گویند. این اختیارات به دو نوع «زبانی» و «وزنی» تقسیم می شوند.
اختیارات شاعری چیست؟ - شاعران برای اینکه این ناهماهنگی را به همواری، تبدیل کنند و از ناهمواریهای ایجاد شده در سخن برَهَند، از قابلیتهایی بهره می برند که به آن «اختیارات شاعری» می گویند.
اختیارات شاعری چند نوع است؟ نام ببرید. - اختیارات زبانی، اختیارات وزنی
اختیاراتی که شاعر با نحوه بیان و شیوه تلفّظ خود اعمال می کند. این اختیارات بر دو نوع است:
اختیار زبانی چیست؟ - اختیاراتی که شاعر با نحوه بیان و شیوه تلفّظ خود اعمال می کند.
1- لازم به ذکر است که شاعر در صورت نیاز از اختیارات زبانی و وزنی بهره می گیرد.
اگر پیش از همزه آغاز هجا، صامتی بیاید (همزه، بین یک صامت و یک مصوّت قرار گیرد( می توان آن را حذف کرد.
بیت زیر را می خوانیم:
سعدی نظر از رویت کوته نکند هرگز / ور روی بگردانی، در دامنت آویزد (سعدی(
خط عروضی: سَعدی نَظَرَز رویَت کوتَه نَکَند هَرگِز / وَر روی بِگردانی، دَر دامَنَتاویزَد
پایههای آوایی | سَع دی نَ | ظَ رَز رو یَت | کو تَه نَ | کُ نَد هَر گِز |
پایههای آوایی | وَر رو ی | بِ گَر دا نی | دَر دا مَ | نَ تا وی زَد |
وزن | مفعول | مفاعیلن | مفعول | مفاعیلن |
با خوانش درست بیت و تعیین پایههای آوایی، می بینیم که وزن این بیت، همسانِ دولخَتی است. (مُستَفعِلُ مَفعولُن)
اکنون همین بیت را با قراردادن نشانههای هجایی می سنجیم تا به این اختیار شاعری بیشتر پی ببریم:
پایههای آوایی | سَع دی نَ | ظَ رَز رو یَت | کو تَه نَ | کُ نَد هَر گِز |
پایههای آوایی | وَر رو ی | بِ گَر دا نی | دَر دا مَ | نَ تا وی زَد |
نشانههای هجایی | --U | U--- | --U | U--- |
وزن | مفعول | مفاعیلن | مفعول | مفاعیلن |
با توجه به پایههای آوایی بیت و مقایسه هجاهای دو مصراع، پی می بریم که شاعر در هجای پنجم مصراع اوّل و دوازدهم مصراع دوم از اختیار زبانی حذف همزه استفاده کرده است. اگر بیت را بدون حذف همزه می خواندیم، بی شک، وزن اصلی بیت، حاصل نمی شد.
2- تغییر کمیت مصوّتها
شاعر در مواردی خاص مختار است که به ضرورت وزن شعر، مصوّت کوتاه را بلند یا مصوّت بلند را کوتاه تلفّظ کند:
الف( بلند تلفّظ کردن مصوّتهای کوتاه (کوتاه←بلند)
گاهی شاعر بنا به ضرورت، کسره اضافه و «و» (ضمّه) عطف یا ربط و نیز مصوّتهای کوتاه پایان کلمه را بلند به حساب می آورد:
به نمونه زیر توجّه کنید:
نسیم صبح را گفتم که با او جانبی داری / کز آن جانب که او باشد، صبا عنبرفشان آید (سعدی)
خط عروضی: نَسیمِ صُبح را گُفتَم کِ با او جانِبی داری / کَزان جانِب کِ او باشَد، صَبا عَنبَرفِشان آیَد
پایههای آوایی | نَ سی مِ صُب | ح را گُف تَم | کِ با او جا | نِ بی دا ری |
پایههای آوایی | کَ زان جا نِب | کِ او با شَد | صَ با عَن بَر | فِ شان آ یَد |
نشانههای هجایی | U--- | U--- | U--- | U--- |
وزن | مفاعیلن | مفاعیلن | مفاعیلن | مفاعیلن |
شاعر در هجای سوم مصراع اوّل این بیت، کسره اضافه پایانِ واژه را بلند تلفّظ کرده است تا با هجای معادلش در مصراع بعد، همسان گردد و وزن بیت «مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن» به دست آید.
اکنون بیتی دیگر:
به صد جان ارزد آن رغبت که جانان / نخواهم گوید و خواهد به صد جان (نظامی)
خط عروضی: بِ صَد جانرزَدان رغبَت کِ جانان / نَخاهَم گویَدُ خاهَد بِ صَد جان
پایههای آوایی | بِ صَد جا نَر | زَ دان رغ بَت | کِ جا نان |
پایههای آوایی | نَ خا هَم گو | یَ دُ خا هَد | بِ صَد جان |
نشانههای هجایی | U--- | U--- | U-- |
وزن | مفاعیلن | مفاعیلن | مفاعی(فعولن) |
شاعر در هجای ششم مصراع دوم، برای همسانی هجاها و رسیدن به آهنگ و وزن مناسبِ بیت، به ضرورت «و» ربط را به صورت کشیده تلفّظ کرده است تا هجای بلند به شمار آید.
به بیت زیر توجّه کنید:
همه کارم ز خودکامی به بدنامی کشید آخر / نهان کی ماند آن رازی کز او سازند محفلها (حافظ)
خط عروضی: هَمِ کارَم زِ خُدکامی بِ بَدنامی کِشیداخِر / نَهان کی مانَدان رازی کَزو سازَند مَحفِلها
پایههای آوایی | هَـ مِ کا رَم | زِ خُد کا می | بِ بَد نا می | کِ شی دا خِر |
پایههای آوایی | نَ هان کی ما | نَ دان را زی | کَ زو سا زَن | د مَح فِل ها |
نشانههای هجایی | U--- | U--- | U--- | U--- |
وزن | مفاعیلن | مفاعیلن | مفاعیلن | مفاعیلن |
شاعر در هجای دوم مصراع اوّل بیت بالا، مصوّت کوتاه پایان کلمه را بلند تلفّظ کرده است.
در مثال زیر، شاعر / -ُ / در واژه «تو» را به ضرورت وزن شعر، بلند در نظر گرفته است تا ناهمواری در آهنگ و وزن شعر پدیدار نگردد.
تو کجایی تا شوم من چاکرت / چارقت دوزم کنم شانه سرت (مولوی)
خط عروضی: تُ کُجایی تا شَوَم مَن چاکِرَت / چارُقَت دوزَم کُنَم شانِ سَرَت
پایههای آوایی | تُ کُ جا یی | تا شَ وَم مَن | چا کِ رَت |
پایههای آوایی | چا رُ قَت دو | زَم کُ نَم شا | نِ سَ رَت |
نشانههای هجایی | -U-- | -U-- | -U- |
وزن | فاعلاتن | فاعلاتن | فاعلن |
همچنین در هجای نهم مصراع دوم مصوّت کوتاه / -ِ / را نیز بلند در نظر گرفته است، این مورد از اختیارات زبانی شاعر است تا از دو نوع تلفّظ، آن را که برای آهنگ شعرش مناسب تر است، در نظر بگیرد.
■ شاعران به ندرت مصوّت کوتاه / ﹷ / را بلند در نظر گرفته اند:
نه سبو پیدا در این حالت، نه آب / خوش ببین و اللهُ اعلم باِلصّواب (مولوی)
خط عروضی: نَ سَبو پِیدا دَرین حالَت، نَ آب / خُش بِبین وَللاهُ اَعلَمُ بِصصَواب
پایههای آوایی | نَ سَ بو پِی | دا دَ رین حا | لَت نَ آب |
پایههای آوایی | خُش بِ بین وَل | لا هُ أع لَم | بِص صَ واب |
نشانههای هجایی | -U-- | -U-- | -U- |
وزن | فاعلاتن | فاعلاتن | فاعلن |
ب) کوتاه تلفّظ کردن مصوّتهای بلند (بلند←کوتاه)
در کلماتی که به مصوّت بلند / و/ و /ی/ ختم می شوند، اگر بعد از آن مصوّتها، مصوّتی بیاید، شاعر اختیار دارد که مصوّتهای بلند / و/ و / ی/ را کوتاه تلفّظ کند. ضمنا میان دو مصوّت، صامت «ی» قرار می گیرد که آن را «ی» میانجی می نامند.
«ی» میانجی چیست؟ - هرگاه دو صدادار به یکدیگر برسد، تلفظ آنها دشوار می شود؛ ازین رو میان آن دو یک واج بی صدا قرار می گیرد تا تلفظ ساده تر شود. به این واج بی صدا واج میانجی می گویند. مانند: زردی تخم مرغ. (واجهای میانجی: یک و گاج)
در دام فتاده آهویی چند / محکم شده دست و پای در بند (نظامی)
خط عروضی: دَر دام فِتادِ آهُیی چَند / مُحَکم شُدِ دَستُ پای دَر بَند
پایههای آوایی | دَر دا م | فِ تا دِ آ | هو یی چَند |
پایههای آوایی | مُح کَم شُ | دِ دَس تُ پا | ی دَر بَند |
نشانههای هجایی | --U | U- U- | U -- |
وزن | مفعول | مفاعلن | فعولن |
یا مستفعلُ فاعلاتُ فَع لُن (مُستَفْ)
هجای هشتم مصراع اوّل بیت، بلند و هجای معادلش در مصراع دوم کوتاه است. هجای کوتاه مصراع دوم را نمی توان بلند تلفّظ کرد؛ امّا هجای بلند مصراع اوّل را کوتاه تلفّظ می کنیم تا با معادل خود در مصراع بعد همسان گردد.
همچنین در مثال زیر، مصوّت بلند/ و/ در واژه ابرو که به ضرورت وزن، کوتاه تلفّظ می شود:
پیش کمان ابرویش لابه همی کنم؛ ولی / گوش کشیده است از آن گوش به من نمی کند (حافظ)
خط عروضی: پیشِ کَمانِ ابرُیَش لابِ هَمی کُنَم؛ وَلی / گوش کِشیدِ اَستَزان گوش بِ مَن نِمی کُنَد
پایههای آوایی | پی شِ کَ ما | نِ اَب رو یَش | لا بِ هَ می | کُ نَم وَ لی |
پایههای آوایی | گو ش کِ شی | دِ اَس تَ زان | گو ش بِ مَن | نِ می کُ نَد |
نشانههای هجایی | -UU- | U-U- | -UU- | U -U- |
وزن | مفتعلن | مفاعلن | مفتعلن | مفاعلن |
توجّه (1)
مصوّت بلند / و/ در کلمات تک هجایی بو، رو، جو، مو و ... هیچ گاه کوتاه نمی شود؛ امّا در کلمه «سو» در صورت اضافه شدن به کلمه ای دیگر، ممکن است کوتاه شود:
پس سوی کاری فرستاد آن دگر / تا از این دیگر شود او با خبر (مولوی)
خط عروضی: پس سویِ کاری فِرِستادان دِگَر / تا اِزین دیگَر شَوَد او با خَبَر
پایههای آوایی | پس سو یِ کا | ری فِ رِس تا | دان دِ گَر |
پایههای آوایی | تا ا زین دی | گَر شَ وَد او | با خَ بَر |
نشانههای هجایی | -U-- | -U-- | -U- |
وزن | فاعلاتن | فاعلاتن | فاعلن |
توجّه (۲)
اگر مصوّت بلند/ (ی)/ در کلماتی مانند: بیا، گیاه، عامیانه، زیاد، سیاست، بیاموز، قیامت و واژههایی از این قبیل بیاید، همواره کوتاه است:
بیا تا قدر یکدیگر بدانیم / که تا ناگه ز یکدیگر نمانیم (مولوی)
پایههای آوایی | بِ یا تا قَد | رِ یِک دی گَر | بِ دا نیم |
پایههای آوایی | کِ تا نا گَه | زِ یِک دی گَر | نَ ما نیم |
نشانههای هجایی | U --- | U--- | U-- |
وزن | مفاعیلن | مفاعیلن | مفاعی(فعولن) |
خط عروضی: بِیا تا قَدرِ یِکدیگَر بِدانیم / کِ تا ناگَه زِ یِکدیگَر نَمانیم


لف در لغت به معنی «پیچیدن» و نشر به معنی «گستردن» است و دراصطلاح بدیع، هرگاه شاعر یا نویسنده دو یا چند لفظ ذکرکند، سپس دو یا چند لفظ دیگر بیاورد که هر کدام از اینها به یکی از آن لفظها مربوط شود، لف و نشر گویند. در لف و نشر معمولاً معنی بخش اول ناتمام است و نیازمند ادامه مطلب؛ بنابراین ذهن شنونده در تکاپو، منتظر ادامه مطلب است. با آمدن دنباله مطلب در بخش دوم، انتظار برآورده می شود. این تلاش ذهنی و دریافت، سبب لذت بردن خواننده می شود.
به نمونه زیر دقت کنید:
منعم مکن از دیدن قد و رخ و چشمش / من انس به سرو و گل و بادام گرفتم
با دقت و تأمّل در بیت بالا نوعی ارتباط و هماهنگی و موسیقی معنوی را حس خواهیم کرد. این موسیقی معنوی از آنجا سرچشمه می گیرد که شاعر ابتدا کلمات و واژگانی را به ترتیب ذکر کرده است؛ سپس وصف یا توضیحی یا افعالی برای هریک از آنها در عبارات بعدی می آورد. واژههای قد، رخ و چشم «لف» ند و واژههای سرو، گل و بادام «نشر» که شاعر به ترتیب نشرها را این گونه به لفها باز می گرداند و ذهن خواننده با تلاش و دقّت به این معنی پی می برد.
لفها | نشرها |
۱- قد | ۱- سرو |
۲- رخ | ۲- گل |
۳- چشم | ۳- بادام |
۱- مرتب
اگر لفها به صورت مرتب با نشرها مرتبط باشند، به آن لف و نشر مرتب می گویند. برای مثال در دو بیت زیر (منسوب به فردوسی) لف و نشر مرتب به زیبایی هر چه تمام تر آمده است:
به روز نبرد آن یل ارجمند / به شمشیر و خنجر به گرز و کمند
برید و درید و شکست و ببست / یلان را سر و سینه و پا و دست
لفها | نشرها | نشرها |
۱- شمشیر | ۱- برید | ۱- سر |
۲- خنجر | ۲- درید | ۲- سینه |
۳- گرز | ۳- شکست | ۳- پا |
۴- کمند | ۴- ببست | ۴- دست |
اگر ارتباط لفها با نشرها نامنظم باشد، لف و نشر نامرتب خواهد بود. برای مثال:
افروختن و سوختن و جامه دریدن / پروانه ز من، شمع ز من، گل ز من آموخت (طالب آملی)
لفها | نشرها |
1- افروختن | 2- شمع |
2- سوختن | 1- پروانه |
3- جامه دریدن | 3- گل |
با کمی دقت در می یابیم شاعر در مصراع اول لفها و در مصراع دوم نشرها را آورده است. در این مثال نشرها به ترتیب لفها نیامده اند؛ یعنی نشر دوم به لف اول و نشر اول به لف دوم برمی گردد.
شاعر هیچ گاه تعیین نمی کند که هریک از این وصفها، توضیحات یا افعال به کدام یک از امور ذکر شده ربط دارد؛ بلکه آن را به درک و ذوق مخاطب واگذار می کند و همین امر سبب لذّت ادبی خواننده می شود.
نمونههای دیگر:
از عفو و خشم تو دو نمونه است روز و شب / وز مهر و کین تو دو نمونه است شهد و سم (انوری)
روی و چشمی دارم اندر مهر او / کاین گهر می ریزد آن زَر می زند (سعدی)
استفاده از دو واژه در سخن که از نظر معنی عکس یا ضد یکدیگر باشند یا ضد هم به حساب آیند.
به نمونه زیر توجه کنید:
گفتی به غمم بنشین یا از سر جان برخیز / فرمان برمت جانا، بنشینم و برخیزم (سعدی)
بنشین با برخیز و بنشینم با برخیزم از نظر معنی در تضاد هستند. تقابل در معنی سبب تداعی می شود، ذهن از این تداعی لذّت می برد و موسیقی معنوی بیت از مقابله این دو فعل پدید می آید.
یا در بیت:
اینکه گاهی می زدم بر آب و آتش خویش را / روشنی در کار مردم بود مقصودم چو شمع (صائب)
از نظر معنی و مفهوم آب و آتش در این بیت آرایه تضاد پدید آورده است.
مثال دیگر:
سخن در میان دو دشمن چنان گوی که اگر دوست گردند، شرم زده نباشی. (گلستان سعدی)
در این مثال دو واژه «دشمن» و «دوست» از نظر معنی با یکدیگر در تقابل اند یا تضاد دارند. این تضاد در معنی، موسیقی معنوی را سبب می شود و بر روشنگری و زیبایی و لطافت سخن می افزاید.
مثالهای دیگر:
ساحل افتاده گفت: گر چه بسی زیستم / موج ز خود رفتهای تیز خرامید و گفت:
هیچ نه معلوم شد آه که من چیستم / هستم اگر می روم، گر نروم، نیستم (اقبال لاهوری)
زمین را از آسمان نثار است و آسمان را از زمین غبار. (گلستان سعدی)
در لغت به معنی ناسازی و نقیض هم بودن است. در اصطلاح ادبی آوردن و جمع دو واژه یا دو معنی متناقض در سخن است؛ چنان که جمع آنها در زبان محال باشد و آفریننده زیبایی شود.
به بیت زیر توجه کنید:
هرگز وجود حاضر غایب شنیده ای؟ / من در میان جمع و دلم جای دیگر است (سعدی)
حاضر و غایب به هم اضافه شده است. چگونه ممکن است کسی هم حاضر باشد و هم غایب؟! از نظر منطق چنین امری ناممکن است و شگفت. به بیان دیگر، وجود یکی، نقض دیگری است؛ امّا شاعر چنان هنرمندانه این دو صفت متناقض را در کلام خود به کاربرده است که هم پذیرفتنی است، هم بر زیبایی بیت می افزاید.
یا در بیت:
گوش ترحّمی کو کز ما نظر نپوشد / دست غریق یعنی فریاد بی صداییم (بیدل دهلوی)
همراهی واژههای فریاد با بی صدا و مفهومی که این واژهها بیان نموده اند، متناقض نما است؛ شاعر هنرمندانه دو واژه را که عقلاً ارتباط بین آنها غیر ممکن است، به هم مربوط ساخته است.
مثالهای دیگر:
از تهی سرشار، جویبار لحظهها جاری است. (اخوان ثالث)
ما با توایم و با تو نه ایم؛ اینت بوالعجب / در حلقه ایم با تو و چون حلقه بر دریم (سعدی)
من از آن روز که دربند توام، آزادم / پادشاهم که به دست تو اسیر افتادم (سعدی)
می خورم جام غمی هر دم به شادیّ رخت / خرّم آن کس کاو بدین غم شادمانی می کند (سلمان ساوجی)
تضاد آوردن دو امر متضاد است، بدون آنکه متناقض هم باشند؛ مانند «بامداد هوا سرد بود. اکنون گرم است.» امّا در متناقض نما، تضاد در یک امر است؛ نه دو امر؛ مانند: «اکنون هم سرد است و هم گرم.» در حقیقت متناقض نما برانگیختن اعجاب است از راه خلاف عرف، عادت و منطق.
ما / در عصر احتمال به سر می بریم / در عصر شکّ و شاید / در عصر پیش بینی وضع هوا / از هر طرف که باد بیاید / در عصر قاطعیتّ تردید
/ عصر جدید / عصری که هیچ اصلی / جز اصل احتمال، یقینی نیست. (قیصر امین پور)
1- در ابیات زیر لف و نشرها را بیابید و نوع آنها را مشخص کنید.
الف) اگر ز خلق ملامت و گر ز کرده ندامت / کشیدم، از تو کشیدم، شنیدم، از تو شنیدم (مهرداد اوستا)
لف1: ملامت ، لف2: ندامت / نشر2: کشیدم، نشر1: شنیدم (نامرتب)
ب) فرورفت و بررفت روز نبرد / به ماهی نم خون و بر ماه گرد (فردوسی)
لف1: فرورفت، لف2: بررفت / نشر1: به ماهی نم خون، نشر2: بر ماه گرد (مرتب)
پ) دل و کشورت جمع و معمور باد! / ز ملکت پراکندگی دور باد! (سعدی)
لف1: دل، لف2: کشور / نشر1: جمع، نشر2: معمور (مرتب)
ت) با آنکه جیب و جام من از مال و می تهی است / ما را فراغتی است که جمشید جم نداشت (فرخی یزدی)
لف1: جیب، لف2: جام / نشر1: مال، نشر2: می (مرتب)
2- در ابیات زیر آرایه تضاد را مشخص کنید.
الف) هر چه جز بار غمت بر دل مسکین من است / برود از دل من، وز دل من آن نرود (حافظ)
ب) کسی با او نه و او با همه کس / نماند هیچ کس، او ماند و بس (خواجوی کرمانی)
پ) درنیابد حال پخته هیچ خام / پس سخن کوتاه باید؛ والسّلام (مولوی)
ت) همه غیبی تو بدانی، همه عیبی تو بپوشی / همه بیشی تو بکاهی، همه کمّی تو فزایی (سنایی)
ث) شکر ایزد که به اقبال کله گوشه گل / نخوت باد دی و شوکت خار آخر شد (حافظ)
3- متناقض نما را در ابیات زیر بیابید.
الف) ز کوی یار می آید نسیم باد نوروزی / از این باد ار مدد خواهی، چراغ دل برافروزی (حافظ)
متناقض نما: باد چراغ را خاموش می کند نه روشن.
ب) فلک در خاک می غلتید از شرم سرافرازی / اگر می دید معراج ز پا افتادن ما را (بیدل دهلوی)
متناقض نما: سرافرازی نمی تواند همراه با شرم باشد. / متناقض نما: معراج نمی تواند «از پا افتادن» باشد.
پ) عجب مدار که در عین درد خاموشم / که درد یار پری چهره عین درمان است (فروغی بسطامی)
متناقض نما: درد نمی تواند درمان باشد.
۴- در شعر فرخی یزدی در خود ارزیابی (۱) یک اختیار شاعری زبانی بیابید.
با آنکه جیب و جام من از مال و می تهی است / ما را فراغتی است که جمشید جم نداشت
پایههای آوایی | با آن کِ | جی بُ جا مِ | مَ نَز ما لُ | مِی تُ هیست |
پایههای آوایی | ما را فِ | را غَ تیـ ست | کِ جَم شی دِ | جَم نَ داشت |
نشانههای هجایی | --U | -U-U | U--U | -U- |
وزن | مفعول | فاعلات | مفاعیل | فاعلن |
یا مستفعلن مفاعل مستفعلن فعل
در مصراع نخست در هجای نهم و چهاردم حذف همزه به انجام رسیده است و در مصراع دوم در هجای هفتم حذف همزه دیده می شود.
۱- نمونههای زیر، به صورتی که بین دو هلال تقطیع شده اند، با کدام اختیار شاعری مطابقت دارند؟
نوای نی | آرزوی خوب | دل پاک | بازی دهر |
- - - U | U - - - U- | U - - U | U - U U- |
- U – U تغییر کمیت مصوّت کوتاه ← بلند | U - U - U- تغییر کمیت مصوّت کوتاه ← بلند | U - U U تغییر کمیت مصوّت کوتاه ← بلند | U - U - - تغییر کمیت مصوّت بلند←کوتاه |
2- پس از تقطیع هجایی ابیات زیر، هجاهای معادل در دو مصراع یک بیت را مقایسه کنید و اگر اختلافی هست نوع اختیار شاعری را تعیین کنید.
الف) راستی آموز بسی جو فروش / هست در این شهر که گندم نماست (پروین اعتصامی)
خط عروضی: راستی یاموز بَسی جُوْ فُروش / هَست دَرین شَهر کِ گَندُم نِماست (مصراع نخست؛ هجای سوم: تغییر کمیت مصوت؛ بلند به کوتاه / مصراع نخست و دوم؛ هجای چهارم: حذف همزه)
پایههای آوایی | را س تی یا | مو ز بَ سی | جُوْ فُ روش |
پایههای آوایی | هَسـ ت دَ رین | شَهـ ر کِ گَن | دُم نِ ماست |
نشانههای هجایی | - U U - | - U U - | -U- |
وزن | مفتعلن | مفتعلن | فاعلن |
ب) نبینی باغبان چون گل بکارد / چه مایه غم خورد تا گل برآرد (فخرالدین اسعد گرگانی)
خط عروضی: نَبینی باغِبان چُن گُل بِکارَد / چِ مایِ غَم خُرد تا گل بَرارَد (مصراع دوم؛ هجای سوم: تغییر کمیت مصوّت / هجای دهم: حذف همزه)
پایههای آوایی | نَ بی نی با | غِ بان چُن گل | بِ کا رَد |
پایههای آوایی | چِ ما یِ غَم | خُ رَد تا گُل | بَ را رَد |
نشانههای هجایی | --- U | --- U | -- U |
وزن | مفاعیلن | مفاعیلن | مفاعی(فعولن) |
پ) غمش در نهان خانه دل نشیند / به نازی که لیلی به محمل نشیند (طبیب اصفهانی)
خط عروضی: غَمَش دَر نَهان خانِ یِ دِل نِشینَد / بِ نازی کِ لِیلی بِ مَحمِل نِشینَد (هجای هشتم مصراع نخست: تغییر کمیت مصوّت)
پایههای آوایی | غَ مَش دَر | نَ هان خا | نِ یِ دِل | نِ شی نَد |
پایههای آوایی | بِ نا زی | کِ لِی لی | بِ مَح مِل | نِ شی ند |
نشانههای هجایی | - - U | - - U | - - U | - - U |
وزن | فعولن | فعولن | فعولن | فعولن |
ت) گر از این منزل ویران به سوی خانه روم / دگر آنجا که روم عاقل و فرزانه روم (حافظ)
خط عروضی: گَرَزین مَنزِلِ ویران بِ سُیِ خانِ رَوَم / دِگَرانجا کِ رَوَم عاقلُ فَرزانِ رَوَم (هجای دوم و سوم مصراع نخست: حذف همزه / هجای دهم و یازدهم مصراع نخست: تغییر کمیت مصوّت/ هجای سوم مصراع دوم: حذف همزه)
پایههای آوایی | گَ رَ زین مَن | زِ لِ وی ران | بِ سو یِ خا | نِ رَ وَم |
پایههای آوایی | دِ گَ ران جا | کِ رَ وَم عا | قِ لُ فَر زا | نِ رَ وَم |
نشانههای هجایی | - - U U | - - U U | - - U U | - U U |
وزن | فعلاتن | فعلاتن | فعلاتن | فعلن |
ث) من و تو غافلیم و ماه و خورشید / بر این گردون گردان نیست غافل (منوچهری)
خط عروضی: مَنُ تُ غافِلیمُ ماهُ خُرشید / بَرین گَردونِ گَردان نیست غافِل (هجای دوم و سوم مصراع نخست: تغییر کمیت مصوّت / هجای دوم مصراع دوم: حذف همزه)
پایههای آوایی | مَ نُ تُ غا | فِ لی مُ ما | هُ خُر شید |
پایههای آوایی | بَ رین گَر دو | نِ گر دان نیـ | س غا فِل |
نشانههای هجایی | --- U | --- U | -- U |
وزن | مفاعیلن | مفاعیلن | مفاعی(فعولن) |
3- در ابیات زیر آرایههای لف و نشر، تضاد و متناقض نما را مشخص کنید.
الف) گر ندیدی قبض و بسط عشق را در یک بساط / گریه مینا نگر خندیدن ساغر ببین (فروغی بسطامی)
لف1: قبض ، لف2: بسط / نشر1: گریه مینا ، نشر2: خندیدن ساغر (مرتب) / تضاد: قبض، بسط؛ گریه، خندیدن
ب) دو کس دشمن ملک و دین اند: پادشاه بی حلم و زاهد بی علم. (گلستان سعدی)
لف1: دشمن ملک، لف2: دین / نشر1: پادشاه بی حلم ، نشر2: زاهد بی علم (مرتب)
پ) روز از برم چو رفتی، شب آمدی به خوابم / این است اگر کسی را عمری بود دوباره (کلیم کاشانی؛ همدانی(
تضاد: روز، شب؛ رفتی، آمدی
ت) مرا نصیب غم آمد به شادی همه عالم / چرا که از همه عالم محبّت تو گزیدم (مهرداد اوستا)
تضاد: غم، شادی
ث) چیست این سقف بلند ساده بسیار نقش / هیچ دانا زین معمّا در جهان آگاه نیست (حافظ)
متناقض نما: سقف ساده بسیار نقش
ج) آب آتش فروز، عشق آمد / آتش آب سوز عشق آمد (سنایی)
متناقض نما: آب آتش فروز؛ آتش آب سوز / تضاد: آب، آتش
4ـ متن زیر را از کتاب «چرند و پرند» دهخدا از نظر ویژگیهای زبانی دوره بیداری بررسی نمایید.
«باری، چه دردسر بدهم؟ آن قدر گفت و گفت و گفت تا ما را به این کار واداشت. حالا که می بیند آن روی کار بالاست، دست و پایش را گم کرده، تمام آن حرفها یادش رفته. تا یک فرّاش قرمزپوش می بیند، دلش می تپد. تا به یک ژاندارم چشمش می افتد، رنگش می پرد. هی می گوید: امان از همنشین بد.»
قلمرو زبانی: واژهها و ترکیب عربی ناآشنا کم است / نثر ساده و قابل فهم است/ ترکیب دستوری کلام و جملهها درست تر و با طبیعت زبان هم آهنگ تر است.
برای بارگیری پی دی اف جزوه به وبگاه من بروید. اینجا را کلیک کنید